۱۳۸۹/۹/۷
۱۳۸۹/۸/۱
مخالفت وزارت اطلاعات با مرخصی زیدآبادی
مهدیه محمدی، همسر احمد زیدآبادی، روزنامهنگار زندانی در ایران میگوید که وزارت اطلاعات اجازه نمیدهد تا همسرش از مرخصی استفاده کند.
محمدی که با تارنمای کلمه گفتوگو کرده، افزود: «ما تا به حال پنج-شش بار درخواست مرخصی کردهایم. حتی یکی از این درخواستها را آقای جعفری دولتآبادی، دادستان تهران شخصاً از آقای زیدآبادی گرفتند. اما جالب اینکه ایشان گفتند من کاری نمیتوانم انجام دهم، چون وزارت اطلاعات باید اجازه بدهد که همسرم به مرخصی بیاید و وزارت اطلاعات هم درباره آزادی ایشان موضع دارد.»
وی با اشاره به آنچه که «ظلم» علیه خودش، همسرش و فرزندانش نامیده، گفت که در یک سال و نیم گذشته که همسرش در زندان بوده، به اندازه ١٠ سال پیر شده است.
همسر زیدآبادی از لحظه بازداشت همسرش در سال گذشته به عنوان «تلخترین» لحظه زندگیاش نام برده و افزوده «از طریق آیفون تصویری دیدم که مأموران همسرم را کشیدند و به زور با خود بردند.»
همسر احمد زیدآبادی گفته که با آزادی همسرش، باز همیشه «نگران» خواهند بود که وی دوباره بازداشت شود
مهدیه محمدی دلیل نامه ننوشتن همسرش را در یک سال گذشته، «التزام عملی وی به قانون» اعلام کرد و افزود: «از آنجایی که (احمد زیدآبادی) به طور مادامالعمر از نوشتن محروم شدهاند، گرچه این حکم را قبول ندارند اما ترجیح میدهند در شرایط فعلی جامعه آن را رعایت کنند.»
وی همچنین گفته که هر دو هفته، یک بار اجازه ملاقات با همسرش را دارد.
محمدی ابراز امیدواری کرده که همسرش زودتر از پایان یافتن دوران حبساش از زندان آزاد شود.
وی گفته که نمیتواند تصور کند که همسرش باید چهار سال و شش ماه دیگر در زندان بماند.
همسر احمد زیدآبادی همچنین گفته که با آزادی همسرش، باز همیشه «نگران» خواهند بود که وی دوباره بازداشت شود.
همسر این روزنامهنگار زندانی افزوده «این حس از سال ۷۹ یعنی اولین باری که همسرم بازداشت شد، در خانه ما و همراه ما بوده است. یعنی یک احساس ناامنی دائمی. با هر زنگ در و یا تلفن بیموقع، قلبمان به تپش افتاده است.»
وی اهدای جایزه «قلم طلایی آزادی» به همسرش را باعث «خوشحالی و افتخار» خواند ولی در عین حال آن را «نگرانکننده» دانست.
مهدیه محمدی از «افزایش حساسیت» مقامات جمهوری اسلامی نسبت به همسرش و «محروم شدن» وی از «یکسری امتیازات» و احتمال «سختتر شدن شرایط زندان» برای وی به عنوان دلایل نگرانیاش از اهدای جایزه «قلم طلایی آزادی» نام برده است.
احمد زیدآبادی یک روز پس از انتخابات ٢٢ خرداد سال گذشته بازداشت شد و از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به شش سال زندان، پنج سال تبعید به گناباد و محرومیت همیشگی از هر گونه فعالیت سیاسی و شرکت در احزاب و هواداری و مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث، به صورت کتبی یا شفاهی محکوم شد.
وی هماکنون در زندان رجاییشهر دوران حبس خود را میگذراند.
زیدآبادی پیش از این نیز در سال ۱۳۷۹ به اتهام «تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام» ۱۳ ماه زندانی بود.
موسسه بینالمللی مطبوعات که سال گذشته احمد زیدآبادی را برنده جایزه «قلم طلایی آزادی» سال٢٠١٠ اعلام کرده بود، این جایزه را ١٤ مهرماه جاری به وی اهدا کرد.
طرح : جنبش ميکروبهای سبز
واژه ميکروب از دو کلمه کوچک و زيستن گرفته شده است.ميکروبها معمولا در کنار هم رشد می کنند.از رشد و تقسيم ميکروبها ، اجتماعی از آنها بوجود می آيد که آنرا کلونی مي گويند.کلونی ميکروبها، شکلها و رنگها و ويزگيهای متفاوت دارند ولی عملکرد همه آنها يکسان و هماهنگ است.زندگی انسانها و جانوران به وجود ميکروبها وابسته است و بسياری از نيازهای ما توسط ميکروبها برآورده می شود.مانند نان ، ماست ، پنير ،چای ، ترشي ها و ... حتی بعضی داروها و ويتامين ها از ميکروبها بدست مي آيند.(علوم تجربی اول راهنمايي-بخش 13)
۱۳۸۹/۷/۳۰
ایران دارای مقام اول فرار مغزهاست
جرس: در حالی که وزیر علوم همواره "فرار مغزها" از کشور را رد می کند و آن را تنها جنجال رسانه ای می داند، یک نماینده مجلس با انتقاد از عملکرد وزارت علوم اظهار داشت: گاهی بدسلیقگیهایی صورت میگیرد و انگیزه تحصیل را در دانشجویان و دانشگاهها پایین میآورد و شاهد این امر فرار مغزها از کشور است که آمار آن رو بهفزونی است.
به گزارش تابناک، نصیری قیداری نماینده زنجان با بیان این که " موضوع هوافضا موضوع به ذات مهمی است، بهخصوص با توجه به نقش آن در آینده، از اهمیت مضاعف برخوردار است" گفت: توجه کشورهای پیشرفته به فضا نشان دهنده آن است که این رشته در آینده حرف اول را در حوزه علم و فناوری خواهد زد. پیش بینی میشود که مسائل مربوط به فضا چه در حوزه نظری و چه در حوزه عملی از موضوعات پر اهمیت سیاستگذاران دنیا در آغاز هزاره سوم باشد.
این نماینده اصلاحطلب مجلس در ادامه خاطر نشان کرد: اگر سازمان هوافضا گمان میکند مستقل از دانشگاه و نهادهای پژوهشی میتواند در این حوزه به تنهایی قدمهای موثری بردارد، این تفکر درستی نیست و لازمه این امر این است که با دانشگاهها که امکانات بالقوه پژوهش را به دلیل داشتن مقاطع تحصیلات تکمیلی و آزمایشگاههای مجهز و داشتن علم فضا، دارند ارتباط موثری برقرار شود.
این استاد فیزیک دانشگاه با اشاره به پتانسیلهای بالقوه کشور در حوزه علم نجوم، اظهار داشت: دانشجویان و دانشگاهیان و اساتید ما بارها نشان دادهاند که اگر حمایت مختصری از آنها شود ارزش افزوده پژوهشهای آنها قابل توجه است. با وجود اینکه سهم پژوهش از تولید ناخالص ملی تفاوت فاحشی با آنچه در برنامه چهارم پیشبینی شده، دارد اما محققین دانشگاهی همت کردند و در برخی حوزه ها جایگاه اول را در منطقه داریم و با توجه به شتابی که دانشگاههای ما در این زمینه دارند به زودی مقام اول را در تمام زمینههای علمی بهدست خواهیم آورد.
عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با بیان اینکه از عملکرد وزارت علوم رضایت نداریم، گفت: ما هر چیزی نداشته باشم از طریق پژوهش و تحقیق میتوانیم آن را بهدست آوریم، ولی اگر تولید علم و تحقیق را نداشته باشیم حتی منابع و مخازن دنیا نیز در اختیار داشته باشیم در عصر علم و فنآوری نمیتوانیم با کشورهای پیشرفته رقابت کنیم. متاسفانه گاهی در این زمینه بدسلیقگیهایی صورت میگیرد و انگیزه تحصیل را در دانشجویان و دانشگاهها پایین میآورد و شاهد این امر فرار مغزها از کشور است که آمار آن رو بهفزونی است و به ما اخطار میدهد که روالمان را در حفظ و حراست از نیروهای نخبه کشور عوض کنیم و با بکار بردن الفاظ تند و با برخورد بتونی با دانشمندان و نخبگان پرهیز شود.
نصیری در ادامه تاکید کرد: بر اساس آمار کشور ایران مقام اول را در فرار مغزها داشته است و این زیبنده نظام جمهوری اسلامی نیست و انتظار این است که نظام جمهوری اسلامی نظامی باشد که نخبگان دنیا به سوی آن سرازیر شوند همانگونه که در سالیان دور اینگونه بوده و بسیاری از کشورهای شرق و غرب در مرکز علم و دانش آن دوران علم میآموختند این انتظار وجود دارد که در این راه گام برداریم نه اینکه شاهد فرار مغزها باشیم.
با این حال وزیر روز گذشته علوم مدعی شده بود: موضوع مهاجرت نخبگان و فرار مغزها جنجال رسانهای بوده و مطابق با واقعیتهای موجود کشور نیست.
کامران دانشجو در جلسه اعضای هیأت علمی دانشگاهها و موسسات آموزش عالی اردبیل گفته بود: موضوع مهاجرت نخبگان و فرار مغزها جنجال رسانهای بوده و مطابق با واقعیتهای موجود کشور نیست و مطرح کردن این موضوع، توهین به مجموعههای داخلی است.
وی در بخش دیگری از سخنرانی خود مطرح کردن فرار مغزها را "جوسازی و بر اساس جهالت و یا غرضورزی" توصیف کرد و با بیان اینکه "هماکنون ۸۰ هزار نفر دانشجوی ایرانی در خارج از کشور تحصیل میکنند"، اظهار کرد: ۸۰ درصد اینها در مقطع کارشناسی و در کشورهایی مشغول به تحصیل هستند که از مرتبه علمی پایینتری نسبت به ایران برخوردارند.
دانشجو در ادامه ادعا کرد: در سالهای پس از انقلاب ۱۲ هزار و ۵۰۰ نفر به عنوان بورسیه به کشورهای خارجی برای تحصیل اعزام شده اند که تنها ۴۰۰ نفر از آنها به کشور باز نگشتهاند و ما بقی که از نخبگان ایران محسوب میشوند به کشور بازگشته و به تدریس و کارهای علمی و پژوهشی مشغول هستند.
معصومه ابتکار: آلایندههای سرطانزا در تهران، ۲۶ برابر استانداردهای جهانی است
جرس: رئیس کمیته محیط زیست شورای اسلامی شهرتهران گفت: به لحاظ عدم رعایت استاندارد در پمپ بنزینها، آلاینده های سرطان زا در شهرتهران ۲۶ برابراستانداردهای جهانی است.
به گزارش ایلنا، معصومه ابتکار درنشستی با مدیران و دبیران شورایاری محلات منطقه۵ که در راستای بررسی شاخصه های زیست محیطی این منطقه برگزار شد، گفت: با توجه به شرایط جمعیتی ، اقتصادی، آلودگی های صوتی و هوا و خطرات زیست محیطی که شهر را تهدید میکند، دستیابی به محیط زیست مطلوب و بهبود کیفیت زندگی یکی از اهداف نهایی و رویکردهای شورای شهر و شهرداری تهران است که درهمین راستا کمیته محیط زیست شورای شهر با تشکیل کار گروههای متعدد در۱۸ شاخص این مبحث را به طور جدی پیگیری میکند.
وی با تاکید برضرورت تعامل وهمکاری کلیه دستگاهها، نهادها ومردم در حفظ محیط زیست شهر تهران گفت: آلودگیهای صوتی و هوا، مدیریت پسماند، کیفیت آب شرب، جمع آوری وتصفیه فاضلاب شهری، مدیریت منابع انرژی و.. ازجمله شاخص های مورد توجه دراین امراست.
ابتکار با اشاره برضرورت توسعه حمل ونقل عمومی شهرتهران گفت: درحال حاضر سهم حمل ونقل عمومی شهرتهران از سفرهای شهری تنها ۲۵ درصد است که با توجه به تاثیرگذاری آن درآلودگیهای صوتی و هوا توسعه مترو وخطوط اتوبوسرانی ازجمله مباحث مورد توجه در شورای شهراست.
رئیس کمیته محیط زیست شورای اسلامی شهر تهران گفت: اجرای طرح کارت اعتباری سبز درمناطق شهرداری میتواند گامی درجهت ترغیب شهروندان درمسیر مشارکت درحفظ محیط زیست باشد.
۱۳۸۹/۶/۲۸
تکذیب گزارشهای منتشر شده در خبرگزاریهای رسمی در مورد برگزاری نماز عید فطر اهل سنت تهران
روز گذشته آقای تمدن، استاندار تهران، در گفتگوهایی جداگانه با خبرگزاریهای "فارس" و "ایرنا" به تکذیب عجولانه و غیر مستند اظهارات مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در خصوص جلوگیری از برگزاری نماز عید سعید فطر در مناطق مختلف تهران پرداخت.
همچنین خبرگزاری فارس با ارائه فهرستی مدعی شد که بیش از 12800 نفر از اهل سنت که به ادعای این خبرگزاری بیشتر آنها اتباع افغانی بودند، در تهران نماز عید را در 21 نقطه برگزار کردهاند.
این ادعاها در حالی مطرح میشود که بر اساس گزراشهای موثق فقط در برخی محلهها پس از ممانعت از برگزاری نماز عید توسط نیروهای امنیتی، مردم در گروههای کوچک 20 تا 30 نفری با تعیین پیشنماز و روحانی به صورت پنهانی و مخفیانه نماز عید را در منازل برگزار کردهاند، اما برگزاری نماز در نمازخانههای مشخص و معین که از قبل به عنوان نمازخانه تعیین شده بودند، انجام نگرفته است و دو روز قبل از عید سعید فطر پلیس امنیتی تهران در مناطق مختلف با مراجعه به محلهایی که اهل سنت در آن اماکن نماز جمعه و عیدین را برگزار میکردند، آنان را از برگزاری نماز عید سعید فطر برحذر داشتند و حتی از برخی افراد تعهد کتبی مبنی بر عدم برگزاری نماز عید گرفتهاند.
به دنبال این یورشها، برخی از افراد نمازخانه برای اخذ مجوز! به دفتر استانداری تهران مراجعه کردند، اما متاسفانه با درخواستهای آنان برای برگزاری نماز عید موافقت نشد. لذا موضوع از طریق برخی نمایندگان مجلس نیز پیگیری شد که استاندار تهران در پاسخ به آنان گفته بود: نماز خواندن اشکالی ندارد و ما به پلیس امنیتی این امر را اعلام خواهیم کرد.
ولی پلیس امنیتی در عمل اظهار بیاطلاعی کرده و خاطر نشان میکند که هیچ دستوری مبنی بر لغو ماموریت مذکور به آنان داده نشده و آنان حکم دارند که از برگزاری نماز عید جلوگیری کنند، به طوری که برخی محلهها از ساعت یک شب به محاصره پلیس امنیتی درآمده بودند.
بنابر آنچه مطرح شد، دفتر امام جمعه اهل سنت زاهدان ضمن تکذیب اظهارات استاندار تهران و ادعاهای خبرگزاریهای رسمی کشور به اطلاع میرساند که لیست منتشر شده توسط خبرگزاری "فارس" مبنی بر برگزاری نماز عید فطر اهل سنت تهران، واقعیت ندارد و در کلیه اماکنی که اهل سنت نمازهای جمعه و عیدین را در آنجا برگزار میکردند، اجازه نماز خواندن به آنان، مطلقا داده نشده است.
متاسفانه گزارشاتی که به استاندار تهران داده شده واقعیت ندارد. بعضی از اماکنی که اهل سنت تهران در آن نماز را برگزار میکردند توسط نیروهای انتظامی محاصره شده و حتی اجازه ورود به محلهای نماز و یا نمازخانهها به مردم داده نشده است.
در شهرک غرب نیز، که در لیست ارائه شده توسط خبرگزاری فارس ادعا شده است که 7000نفر نماز عید را برگزار کردهاند، بر خلاف این آمار، نیروهای امنیتی جمعیت را متفرق کرده و به حدود 150نفر باقیمانده که اصرار بر برگزاری نماز داشتهاند، قبل از اقامه نماز یورش برده و آنان را نیز متفرق کردهاند. دیگر اماکن و محلههایی که در آنها از برگزاری نماز ممانعت و جلوگیری شده است عبارتند از:
1- شهرک کارون
2- یافت آباد
3- صادقیه
4- سعادت آباد
5- فرحزاد
6- رسالت
7- حسن آباد
8- کردان
9- طاووسیه
10- افغان آباد
11- مشکین شهر
12- ملارد
13- شهریار
14- ورامین
15- قرچک
16- پاکدشت
17- حصار امیر
18- چندار
19- قاسم آباد
20- وحیدیه مهاجرین
21- خورآباد کهریزک
22- احمدآباد مستوفی
23- قیصرآباد
24- علی آباد
25- احمدآباد شورآباد
26- گلشهر کرج
27- سرآسیاب
28- هشتگرد
بنابر گفته "حاج آقای طلایی"، امام جماعت مسجد ابوذر، که برادران اهل سنت برای اقامه عید به این مسجد مراجعه نموده بودند، پس از چند دقیقه، هنگامی که اهل سنت شروع به اقامه نماز میکنند، پلیس امنیتی با باتوم به مسجد مذکور یورش برده، و با مقتدیان شیعه این مسجد، که به هواداری از نمازگزاران اهل سنت وارد عمل شده بودند، درگیر شدند.
در ادامه با توجه به اظهارات استاندار تهران مبنی بر برگزاری نماز اهل سنت پشت سر امام شیعه، باید گفت که ما پیروان دو فرقه اسلامی هستیم و با هم تفاوت فقهی داریم. در تمام کشورهای اسلامی، اقلیت شیعه نماز جمعه و عیدین را به طور مستقل برگزار میکنند و در هیچ جای دنیا و از جانب هیچ حکومتی، اجباری برای اقتدا کردن برادران شیعه پشت سر امام اهل سنت وجود ندارد. در ایران نیز در تمام شهرهای سنی نشین که برادران شیعه در اقلیت بسیار معدودی هستند، نمازهای جمعه و عیدین را جداگانه و مستقل برگزار میکنند و به آنان دستور داده نشده که پشت سر ائمه جمعه اهل سنت، نماز را برگزار کنند.
جالب است، استاندار تهران در حالی چنین پیشنهادی را مطرح میکند که حتی در بسیاری از روستاهای مناطق سنی نشین فقط برای 3-2خانوار شیعه مساجد بزرگی احداث شده و آنان در مساجد خود به انجام مراسم مذهبی خود میپردازند. این پرسش مطرح است که چرا برادران اهل سنت با مداخله پلیس امنیتی و با زور مورد اجبار قرار بگیرند که پشت سر ائمه جمعه شیعه نماز بخوانند؟، حال آنکه اهل سنت برای نماز خواندن پشت سر امام شیعه دارای معذوریت فقهی هستند.
آیا حضور اهل سنت در تمام صحنههای انقلاب، شرکت در 8 سال دفاع مقدس، مشارکت فعال در همه انتخاباتها و رأی دادن به برادران شیعه در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا، مجلس، خبرگان رهبری، ریاست جمهوری و مراودات دوستانه و پیوندهای خویشاوندی با برادران شیعه برای اثبات برادری و اخوت کافی نیست؟
در پایان دیدگاههای رهبر فقید انقلاب و رهبر انقلاب را یادآوری میکنیم که وحدت شیعه و سنی به معنای یکی شدن و یا به عبارتی شیعه شدن اهل سنت و سنی شدن شیعیان نیست، بلکه به معنای احترام به عقاید یکدیگر، مدارا و همزیستی مسالمتآمیز و عدم اهانت به اعتقادات یکدیگر میباشد.
این ادعاها در حالی مطرح میشود که بر اساس گزراشهای موثق فقط در برخی محلهها پس از ممانعت از برگزاری نماز عید توسط نیروهای امنیتی، مردم در گروههای کوچک 20 تا 30 نفری با تعیین پیشنماز و روحانی به صورت پنهانی و مخفیانه نماز عید را در منازل برگزار کردهاند، اما برگزاری نماز در نمازخانههای مشخص و معین که از قبل به عنوان نمازخانه تعیین شده بودند، انجام نگرفته است و دو روز قبل از عید سعید فطر پلیس امنیتی تهران در مناطق مختلف با مراجعه به محلهایی که اهل سنت در آن اماکن نماز جمعه و عیدین را برگزار میکردند، آنان را از برگزاری نماز عید سعید فطر برحذر داشتند و حتی از برخی افراد تعهد کتبی مبنی بر عدم برگزاری نماز عید گرفتهاند.
به دنبال این یورشها، برخی از افراد نمازخانه برای اخذ مجوز! به دفتر استانداری تهران مراجعه کردند، اما متاسفانه با درخواستهای آنان برای برگزاری نماز عید موافقت نشد. لذا موضوع از طریق برخی نمایندگان مجلس نیز پیگیری شد که استاندار تهران در پاسخ به آنان گفته بود: نماز خواندن اشکالی ندارد و ما به پلیس امنیتی این امر را اعلام خواهیم کرد.
ولی پلیس امنیتی در عمل اظهار بیاطلاعی کرده و خاطر نشان میکند که هیچ دستوری مبنی بر لغو ماموریت مذکور به آنان داده نشده و آنان حکم دارند که از برگزاری نماز عید جلوگیری کنند، به طوری که برخی محلهها از ساعت یک شب به محاصره پلیس امنیتی درآمده بودند.
بنابر آنچه مطرح شد، دفتر امام جمعه اهل سنت زاهدان ضمن تکذیب اظهارات استاندار تهران و ادعاهای خبرگزاریهای رسمی کشور به اطلاع میرساند که لیست منتشر شده توسط خبرگزاری "فارس" مبنی بر برگزاری نماز عید فطر اهل سنت تهران، واقعیت ندارد و در کلیه اماکنی که اهل سنت نمازهای جمعه و عیدین را در آنجا برگزار میکردند، اجازه نماز خواندن به آنان، مطلقا داده نشده است.
متاسفانه گزارشاتی که به استاندار تهران داده شده واقعیت ندارد. بعضی از اماکنی که اهل سنت تهران در آن نماز را برگزار میکردند توسط نیروهای انتظامی محاصره شده و حتی اجازه ورود به محلهای نماز و یا نمازخانهها به مردم داده نشده است.
در شهرک غرب نیز، که در لیست ارائه شده توسط خبرگزاری فارس ادعا شده است که 7000نفر نماز عید را برگزار کردهاند، بر خلاف این آمار، نیروهای امنیتی جمعیت را متفرق کرده و به حدود 150نفر باقیمانده که اصرار بر برگزاری نماز داشتهاند، قبل از اقامه نماز یورش برده و آنان را نیز متفرق کردهاند. دیگر اماکن و محلههایی که در آنها از برگزاری نماز ممانعت و جلوگیری شده است عبارتند از:
1- شهرک کارون
2- یافت آباد
3- صادقیه
4- سعادت آباد
5- فرحزاد
6- رسالت
7- حسن آباد
8- کردان
9- طاووسیه
10- افغان آباد
11- مشکین شهر
12- ملارد
13- شهریار
14- ورامین
15- قرچک
16- پاکدشت
17- حصار امیر
18- چندار
19- قاسم آباد
20- وحیدیه مهاجرین
21- خورآباد کهریزک
22- احمدآباد مستوفی
23- قیصرآباد
24- علی آباد
25- احمدآباد شورآباد
26- گلشهر کرج
27- سرآسیاب
28- هشتگرد
بنابر گفته "حاج آقای طلایی"، امام جماعت مسجد ابوذر، که برادران اهل سنت برای اقامه عید به این مسجد مراجعه نموده بودند، پس از چند دقیقه، هنگامی که اهل سنت شروع به اقامه نماز میکنند، پلیس امنیتی با باتوم به مسجد مذکور یورش برده، و با مقتدیان شیعه این مسجد، که به هواداری از نمازگزاران اهل سنت وارد عمل شده بودند، درگیر شدند.
در ادامه با توجه به اظهارات استاندار تهران مبنی بر برگزاری نماز اهل سنت پشت سر امام شیعه، باید گفت که ما پیروان دو فرقه اسلامی هستیم و با هم تفاوت فقهی داریم. در تمام کشورهای اسلامی، اقلیت شیعه نماز جمعه و عیدین را به طور مستقل برگزار میکنند و در هیچ جای دنیا و از جانب هیچ حکومتی، اجباری برای اقتدا کردن برادران شیعه پشت سر امام اهل سنت وجود ندارد. در ایران نیز در تمام شهرهای سنی نشین که برادران شیعه در اقلیت بسیار معدودی هستند، نمازهای جمعه و عیدین را جداگانه و مستقل برگزار میکنند و به آنان دستور داده نشده که پشت سر ائمه جمعه اهل سنت، نماز را برگزار کنند.
جالب است، استاندار تهران در حالی چنین پیشنهادی را مطرح میکند که حتی در بسیاری از روستاهای مناطق سنی نشین فقط برای 3-2خانوار شیعه مساجد بزرگی احداث شده و آنان در مساجد خود به انجام مراسم مذهبی خود میپردازند. این پرسش مطرح است که چرا برادران اهل سنت با مداخله پلیس امنیتی و با زور مورد اجبار قرار بگیرند که پشت سر ائمه جمعه شیعه نماز بخوانند؟، حال آنکه اهل سنت برای نماز خواندن پشت سر امام شیعه دارای معذوریت فقهی هستند.
آیا حضور اهل سنت در تمام صحنههای انقلاب، شرکت در 8 سال دفاع مقدس، مشارکت فعال در همه انتخاباتها و رأی دادن به برادران شیعه در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا، مجلس، خبرگان رهبری، ریاست جمهوری و مراودات دوستانه و پیوندهای خویشاوندی با برادران شیعه برای اثبات برادری و اخوت کافی نیست؟
در پایان دیدگاههای رهبر فقید انقلاب و رهبر انقلاب را یادآوری میکنیم که وحدت شیعه و سنی به معنای یکی شدن و یا به عبارتی شیعه شدن اهل سنت و سنی شدن شیعیان نیست، بلکه به معنای احترام به عقاید یکدیگر، مدارا و همزیستی مسالمتآمیز و عدم اهانت به اعتقادات یکدیگر میباشد.
۱۳۸۹/۶/۲۰
منزل مهدی کروبی همچنان در محاصره است
منزل مهدی کروبی از روز گذشته تاکنون مجددا مورد محاصره نیروهای امنیتی قرار گرفته است. یک شاهد عینی به جرس خبر داد که تردد در منطقه محل سکونت کروبی به شدت کنترل میشود و اجازه ورود و حتی زدن در به کسانی که قصد مراجعه به منزل کروبی را دارند، داده نمیشود.
آنان با بیان این جمله که “هیچ کس نیست” اجازه ورود به هیچ کس نمیدهند و این رفتار را با چندین مراجع انجام دادهاند.
گفتنی است هفته گذشته، به مدت پنج روز گروهی از بسیجیان و لباس شخصیها منزل کروبی را محاصره کردند و در روز قدس با شلیک گلوله و شکاندن در و پنجرهها قصد ورود به منزل وی را داشتند. این رفتارها که با بیتفاوتی و عدم برخورد قانونی نیروهای انتظامی همراه بود، زخمی شدن یکی از محافظان کروبی را در پی داشت.
گرچه روز بعد از این حوادث سپاه محمد رسولالله طی اطلاعیهای اعلام کرد که این اعمال از نیروهای “خودسر” و “بیتدبیر” صورت گرفته است، اما کروبی در بیانه خود در واکنش به این گفته اظهار شگفتی کرده بود: “عدهای خودسر که نیروی عظیم اطلاعاتی، امنیتی و قضائی و نظامی که مدعی کنترل جهان است از شناسائی و تنبیه آنها عاجز می ماند.”
آنان با بیان این جمله که “هیچ کس نیست” اجازه ورود به هیچ کس نمیدهند و این رفتار را با چندین مراجع انجام دادهاند.
گفتنی است هفته گذشته، به مدت پنج روز گروهی از بسیجیان و لباس شخصیها منزل کروبی را محاصره کردند و در روز قدس با شلیک گلوله و شکاندن در و پنجرهها قصد ورود به منزل وی را داشتند. این رفتارها که با بیتفاوتی و عدم برخورد قانونی نیروهای انتظامی همراه بود، زخمی شدن یکی از محافظان کروبی را در پی داشت.
گرچه روز بعد از این حوادث سپاه محمد رسولالله طی اطلاعیهای اعلام کرد که این اعمال از نیروهای “خودسر” و “بیتدبیر” صورت گرفته است، اما کروبی در بیانه خود در واکنش به این گفته اظهار شگفتی کرده بود: “عدهای خودسر که نیروی عظیم اطلاعاتی، امنیتی و قضائی و نظامی که مدعی کنترل جهان است از شناسائی و تنبیه آنها عاجز می ماند.”
۱۳۸۹/۶/۱
مادر ارسلان ابدی: دادستان قول مرخصی فرزندم را داده بود و من هنوز منتظرم
جرس: مادر ارسلان ابدی از بازداشت شدگان حوادث روز عاشورا با گلایه از دادستان تهران مبنی بر عدم عمل به قولش گفت: دادستان تهران به بنده قول داده بود که فرزندم را بعد از ماه ها اسارت از زندان مرخص کند و من به حرف دادستان تهران مبنی بر مرخصی فرزندم اطمینان کردم و همچنان منتظر هستم که وی به وعده هایش عمل کند.
بنا به گزارش های رسیده به جرس، وی همچنین از عدم مصاحبه خود با رسانه های مختلف در خصوص وضعیت فرزندش سخن گفت و افزود دادستان تهران قول مکرر داده که در صورت سکوت در مورد ارسلان و جلوگیری کردن از رسانه ای شدنش وی را از زندان مرخص کند.
قابل ذکر است که در این مدت تماس های مکرری از رسانه های مختلف با خانم ابدی صورت گرفته که ایشان تاکنون از مصاحبه و رسانه ای کردن پرونده ارسلان خودداری کرده بود.
ارسلان ابدی که از بازداشت شدگان حوادث روز عاشورا است در ابتدا توسط دادگاه بدوی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، به ۹ سال و نیم حبس محکوم شده و پس از درخواست تجدیدنظر خواهی، این حکم توسط شعبه ۵۴ دادگاه انقلاب به ۶ سال حبس تعزیری تقلیل یافت.
کیفرخواست ارسلان ابدی ابتدا "محاربه" و "فساد فی الارض" عنوان شده بود که پس از چندی با توجه به فشار افکار عمومی و برخی از مسئولین، این کیفرخواست تغییر کرد.
این دانشجو از روز عاشورای سال گذشته تاکنون در بند ٣۵٠ زندان اوین به سر می برد و از مرخصی استفاده نکرده است.
خانواده ابدی بعد از درخواست مرخصی با مخالفت وزارت اطلاعات در این خصوص مواجه شده اند با این وجود اعضای خانواده ابدی بسیار امیدوارند که با آغاز ماه مبارک رمضان با مرخصی فرزندشان موافقت شود.
همچنین اخبار مختلف از داخل زندان اوین حاکیست که شرایط روحی و جسمی ارسلان ابدی در بند 350 بسیار نامناسب بوده و وی که در آستانه نهمین ماه دستگیری و بازداشت خود به سر می برد در شرایط روحی و جسمی بدی به سر می برد. پیش از این نیز اخباری مبنی بر فشار بر خانواده ابدی با دستگیری همسر و دو خواهر وی منتشر شده بود.
بنا به گزارش های رسیده به جرس، وی همچنین از عدم مصاحبه خود با رسانه های مختلف در خصوص وضعیت فرزندش سخن گفت و افزود دادستان تهران قول مکرر داده که در صورت سکوت در مورد ارسلان و جلوگیری کردن از رسانه ای شدنش وی را از زندان مرخص کند.
قابل ذکر است که در این مدت تماس های مکرری از رسانه های مختلف با خانم ابدی صورت گرفته که ایشان تاکنون از مصاحبه و رسانه ای کردن پرونده ارسلان خودداری کرده بود.
ارسلان ابدی که از بازداشت شدگان حوادث روز عاشورا است در ابتدا توسط دادگاه بدوی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، به ۹ سال و نیم حبس محکوم شده و پس از درخواست تجدیدنظر خواهی، این حکم توسط شعبه ۵۴ دادگاه انقلاب به ۶ سال حبس تعزیری تقلیل یافت.
کیفرخواست ارسلان ابدی ابتدا "محاربه" و "فساد فی الارض" عنوان شده بود که پس از چندی با توجه به فشار افکار عمومی و برخی از مسئولین، این کیفرخواست تغییر کرد.
این دانشجو از روز عاشورای سال گذشته تاکنون در بند ٣۵٠ زندان اوین به سر می برد و از مرخصی استفاده نکرده است.
خانواده ابدی بعد از درخواست مرخصی با مخالفت وزارت اطلاعات در این خصوص مواجه شده اند با این وجود اعضای خانواده ابدی بسیار امیدوارند که با آغاز ماه مبارک رمضان با مرخصی فرزندشان موافقت شود.
همچنین اخبار مختلف از داخل زندان اوین حاکیست که شرایط روحی و جسمی ارسلان ابدی در بند 350 بسیار نامناسب بوده و وی که در آستانه نهمین ماه دستگیری و بازداشت خود به سر می برد در شرایط روحی و جسمی بدی به سر می برد. پیش از این نیز اخباری مبنی بر فشار بر خانواده ابدی با دستگیری همسر و دو خواهر وی منتشر شده بود.
۱۳۸۹/۴/۸
کروبی در دیدار با خانواده شهیدان : وحدت با ارعاب و تهمت ایجاد نمی شود
مهدی کروبی در دیدار با جمعی از خانواده های شهدا گفت : وحدت با اعمال خشونت ها و فشارها، بگیر و ببندها، بازداشتهای طولانی مدت، توهین ها و بی حرمتی ها به بیوت آیات اعظام، تهدید و ارعاب، رد صلاحیت ها، بستن روزنامه ها، جلوگیری از فعالیت احزاب و چنین شیوه های مزحکی، هرگز بدست نخواهد آمد. با تملق و چاپلوسی به وحدت واقعی دست پیدا نخواهیم کرد.
وی دلجویی از خانواده های آسیب دید گان، آزادی زندانیان، شناسایی و برخورد قانونی و قاطع با عوامل خشونت علیه مردم، رفع توقیف از مطبوعات و فعالیت قانونی احزاب، آزادی بیان ، تحمل و سعه صدر در قبال مخالفان و منتقدان و بازگشت به قانون اساسی و آرمانهای والای امام و انقلاب را گامهای اساسی در راه ایجاد وحدت در جامعه دانست.
به گزارش سحام نیوز، این روزها مهدی کروبی میزبان جمعی از خانواده های شهدا در گروه ها و دسته های مختلفی بود. جمعی از خانواده های شهدای جنگ تحمیلی، خانواده های شهدای هفتم تیر و فرزندان شاهد در واپسین روزهای خرداد ماه و نیز در روزهای نخستین تیرماه با حضور در منزل حجت السلام ولمسلمین کروبی با ایشان دیدار و گفتگو کردند.
رئیس سابق بنیاد شهید، ضمن استقبال از خانواده های معظم شهداء و خوش آمدگویی به آنان، یاد و خاطره ی شهدای عزیز را گرامی داشته و انقلاب و نظام را مرهون خون های پاکی دانست که اگر نبودند نظام و انقلاب و کشوری هم وجود نداشت.
مهدی کروبی با تسلیت حادثه هفتم تی افزود: در اوایل پیروزی انقلاب و در حالیکه کشور نوپا بوده و از هیچگونه ساختار سیاسی و سازماندهی نظامی برخوردار نبود، بدخواهان و کج اندیشان همچون گروهک فرقان که از همان ابتدا منافع خود را در این اهداف و آرمانهای والای انقلاب و رهبری فقید آن، امام خمینی (ره) نمی دیدند، در همان ماه های اول پیروزی انقلاب، دست بکار شده و با ترور شخصیتها و نخبگان برجسته، سعی در فلج نمودن کشور نمودند و متاسفانه شاهد شهادت بزرگانی همچون سرلشگر قرنی در همان ماه های ابتدای انقلاب بودیم. به موازات آن نیز دشمنان انقلاب که نسبت به منافع و نفوذ قدرت خویش در منطقه احساس خطر می کردند، وارد عمل شده تا از طریق دیکتاتور منطقه (صدام) کار را یکسره کرده و با حمله به ایران اسلامی آنرا از هم پاشیده و مانع استقرار نظام سیاسی جمهوری اسلامی گردند. در همین ایام گروهای دیگری همچون التقاطیون و گروهک منافقین از سویی به دیدارها و رایزنی ها می پرداختند و از سوی دیگر به اعضای تشکیلاتی خود دستور آماده باش و به همراه داشتن سلاح داده بودند. و زمانی که متوجه شدند اندیشه ی آنان سنخیتی با نظام جمهوری اسلامی و تفکر امام ندارد و در چنین وضعیتی منافع آنان تامین نخواهد شد، ماشه ی ننگین ترور را چکاندند. منافقین با خود اندیشیده بودند؛ حال که منافع آنان تامین نمی گردد و نظام سیاسی جمهوری اسلامی از ثبات لازم برخوردار نیست و هنوز نهادهای کشور مستقر نشده و نهادینه نگردیده اند لذا از همین اول باید درگیر شده چرا که نیاز به انقلابی دیگر است و باید از این انقلاب موقتی عبور کرد.
وی افزود: جنگ منافقین، جنگ عملکردی نبود چرا که اصولا نظام سیاسی جمهوری اسلامی در اوایل کار بود و عملکردی نداشت، جنگ آنان جنگ اندیشه و تفکر بود. منافقین بدنبال حذف بخش های کلیدی نظام و برچیدن بالها و بازوهای امام وارد عمل شدند. بطور کلی میتوان گفت آنان دو بخش کلیدی و اساسی تئوریک و فقهی نظام را نشانه رفتند. با ترور آیت الله بهشتی و آیت الله مطهری، قلب بخش تئوریک نظام را نشانه رفته و با ترور و به شهادت رساندن آیت الله دستغیب، آیت الله مدنی، آیت الله اشرفی اصفهانی، آیت الله صدوقی و آیت الله قاضی طباطبایی بدنبال حذف بخش فقهی نظام بودند.
کروبی در ادامه پرسید: سوال مهم اینجاست: که چرا آنان بدنبال به شهاد ت رساندن بزرگان نظام بودند؟!
وی افزود: ترور و شهادت بهشتی ها، مطهری ها، رجایی ها، ائمه جمعه که نقش محوری داشتند همچون مدنی ها، نماینده های موثر و شخصیتهای انقلابی پرسابقه و رنج دیده همچون شهید محمد منتظری و ترور ناکام شخصیتهای انقلابی و موثر همچون آیت الله هاشمی و رئیس جمهوری و … همگی نشان از اهداف شوم و حساب شده ی آنان در جهت فلج نمودن کشور و ایجاد خلع تئوریک و فکری و فقهی نظام و البته چیدن پر و بال امام بود.
رئیس سابق بنیاد شهید خاطر نشان کرد که اوضاع بسیار سخت و طاقت فرسا بود. در حالیکه کشور دچار بحران های متعددی از جمله بدلیل نهادینه نشدن ارگان ها و نهادهای کشور، اوضاع نابسامان داخلی را تجربه می کردیم و از سویی دیگر تحمیل جنگ وسیع و سخت با دشمنان خارجی به سرکردگی صدام را داشتیم، منافقین تحلیل نموده بودند که در این شرایط می توان نظام و رهبری آنرا زمین گیر کرد.
وی گفت: واقعیت تلخ اینست که آنان در حذف یاران انقلاب و ایجاد خلع ناشی از نبود و حذف آنان، موثر بودند همانطوری که تاکنون شاهدیم این خلع و ضایعه عظیم پر نشده است. آیا خلع نبود مطهری ها و بهشتی ها پر شده است؟ آیا خلع نبود ائمه موثر و محوری، دستغیب ها و مدنی ها پر شده است؟
کروبی ادامه داد:لیکن منافقین در دستیابی به اصل هدفشان که همان فلج نمودن نظام و زمین گیر کردن رهبری بود، ناکام مانده و خود زمین گیر شدند. منافقین در دستیابی به تحلیل و آرمانشان که همان عبور از این انقلاب و راه اندازی و ایجاد انقلابی دیگر! بود، ناکام ماندند. و دلیل این امر چیزی نبود جز عظمت، قاطعیت و رهبری مدبرانه امام و انسجام و یکپارچگی مردم.
وی تصریح کرد: هر چقدر منافقین به ترور ادامه می دادند، انسجام و یکپارچگی مردم به تدبیر و رهبری فقید انقلاب، بیشتر و بیشتر می شد. و نه تنها این ترورها و شهادت ها و حذف چهره ها و شخصیتها تاثیری نداشت بلکه به رهبری امام و انسجام و یکپارچگی ملت ایران در مقابل ترورها و شناخت ماهیت دشمن، در عرصه های نبرد و در حالیکه هنوز در حالت تدافعی بودیم با هجوم مردم به جبهه ها که ناشی از همان اتحاد و انسجام بود، پیروزیهای بزرگ در جبهه های حق علیه باطل همچون عملیات های غرورآفرین بیت المقدس، فتح المبین، شکست حصر آبادان، آزادی بستان، آزادی خرمشهر و … آغاز شد.
دبیرکل حزب اعتماد ملی در بخش دیگری از سخنانش گفت: متاسفانه حوادث روزهای گذشته و برخورد با نماینده ها و چهره ها و شخصیتهای سیاسی و برجسته در کشور مشخص می کند که جمعیت حاکم بر سکان اجرایی کشور بدنبال حذف و بیرون کردن چهره ها و شخصیتها و انقلابیون و حتی افراد مستقل و نه لزوما جناحی، از صحنه انقلاب و کشور هستند والبته این موضوع را بنده بارها و بارها و از قبل هشدار داده بوده و دلسوزانه آنرا مطرح نموده بودم.
مهدی کروبی با اشاره به اهمیت و ضرورت وجود وحدت در جامعه، گفت : از الزامات و ضروریات بهره مندی و برخورداری از یک جامعه پویا، وجود وحدت در آن جامعه است. اما وحدت در حرف و شعار بوجود نمی آید. وحدت با اعمال خشونت ها و فشارها، بگیر و ببندها، بازداشتهای طولانی مدت، توهین ها و بی حرمتی ها به بیوت آیات اعظام، تهدید و ارعاب، رد صلاحیت ها، بستن روزنامه ها، جلوگیری از فعالیت احزاب و چنین شیوه های مضحکی، هرگز بدست نخواهد آمد. وحدت با خس و خاشاک خواندن ملت بزرگ ایران بدست نمی آید. سردادن شعار وحدت در قبال دشمنان در حالی که دولت هنوز به تداوم چنین شیوه هایی در دولتمداری معتقد است ره به جایی نخواهد برد و البته برای چاپلوسان فرصت مغتنمی فراهم می آورد تا جولانی دهند و خودشیرینی کنند و نانی به کف آرند. هر چند که نتیجه چنین عملکردی و تداوم چنین شیوه هایی کاملا معلوم است و ما اکنون شاهد نتایج آن هستیم.
دبیرکل حزب اعتماد ملی در پایان افزود: با تملق و چاپلوسی به وحدت واقعی دست پیدا نخواهیم کرد. در وحدت واقعی همگان در برابر قانون یکسانند. زیاده طلبی و خودمحوری در وحدت واقعی جایگاهی ندارد. وحدت واقعی، سعه صدر می طلبد. دلجویی از خانواده های آسیب دیده گان، آزادی زندانیان، شناسایی و برخورد قانونی و قاطع با عوامل خشونت علیه مردم، رفع توقیف از مطبوعات و فعالیت قانونی احزاب، آزادی بیان، تحمل و سعه ی صدر در قبال مخالفین و منتقدین مگر آنانکه دست به اسلحه ببرند و بازگشت به قانون اساسی و آرمانهای والای امام و انقلاب می تواند گامهای اساسی در راه ایجاد وحدت باشد.
پیام زهرا رهنورد در رابطه با شایعه حکم اعدام زینب جلالیان
جرس: زهرا رهنورد در رابطه با خبر حکم اعدام زینب جلالیان در پیامی اظهار امیدواری کرد که فقط این مجازات برای زینب جلالیان شایعه باشد وگرنه بیایید یک بار برای همیشه شمشیر را نه از رو ببندید و نه از زیر و به جای آن با لبخند پر محبت به روی ملت بنگرید.
متن کامل پیام زهرا رهنورد که در اختیار جرس قرار گرفت به این شرح است:
این روزها شایعه اعدام زینب جلالیان بر سر زبان هاست. چرا؟ آیا زینب جلالیان عضو گروههای به اصطلاح محارب بوده است؟ آیا زینب جلالیان تاکنون اسلحه در دست داشته است؟
آیا فقط دو سال پیش کاغذ و قلم و پوستر تبلیغاتی را به عنوان یک مبلغ گروهی با خود حمل می کرد؟
آیا خدا را خوش می آید و شایسته است یک زن را که مظهر رافت و لطافت درهستی و در هر ملتی است، نابود و از از صحنه روزگار حذف کرد؟ به خصوص که
زینب یک دختر جوان است.
یک دختر جوان، چقدر از اطلاعات ، آگاهی، تاریخ شناسی، قوم شناسی و نظایرآن بهره مند است؟
آیا واقعا او بی گناه است یا با گناه؟ آیا اقدام او با مجازاتش متناسب است یا نه؟ و نهایتا،آیا بهتر نیست برای همه به ویژه زنان و جوانان فرصت های جدیدی را در اختیار نهاد تا بتوانند خود را و جایگاه خود را هم در نظام هستی وهم در نظامات سیاسی و اجتماعی بازیابند؟
آیا بهتر نیست نظامی که به نام جمهوری اسلامی مزین است، قلب های دردمند مادران و تب و تاب جوانان را دریابد و با محبت با آنان رفتار کند؟
آیا بهتر نیست که از طریق فرهنگ و آموزش، روح و روان و اندیشه ها به بالندگی دعوت شود تا اینکه به اعدام اعدام و امحاء آنان اندیشیده شود؟
باید برای زینب و زینب ها یی که در انتظار مجازات مرگ هستند اندیشید.
امروز بیش از دو سوم کشورهای جهان با این مجازات وداع کرده و مجازات دیگری جایگزین کرده اند. این نوشته را مجال آن نیست اما می دانم که در این خصوص اندیشیده اند و بحث های فقهی و دینی آن را کارشناسان نوشته اند.
اکنون در مقام ورود به لزوم تجدید نظر در مجازات مرگ نیستم اما می دانم تجربه نشان داده است بسیاری از اعدام شدگان به ارشاد احتیاج داشته اند اما اعدام دریافت کرده اند.
امید است که فقط این مجازات برای زینب جلالیان شایعه باشد وگرنه بیایید یک بار برای همیشه شمشیر را نه از رو ببندید و نه از زیر و به جای آن با لبخند پر محبت به روی ملت بنگرید.
این روزها شایعه اعدام زینب جلالیان بر سر زبان هاست. چرا؟ آیا زینب جلالیان عضو گروههای به اصطلاح محارب بوده است؟ آیا زینب جلالیان تاکنون اسلحه در دست داشته است؟
آیا فقط دو سال پیش کاغذ و قلم و پوستر تبلیغاتی را به عنوان یک مبلغ گروهی با خود حمل می کرد؟
آیا خدا را خوش می آید و شایسته است یک زن را که مظهر رافت و لطافت درهستی و در هر ملتی است، نابود و از از صحنه روزگار حذف کرد؟ به خصوص که
زینب یک دختر جوان است.
یک دختر جوان، چقدر از اطلاعات ، آگاهی، تاریخ شناسی، قوم شناسی و نظایرآن بهره مند است؟
آیا واقعا او بی گناه است یا با گناه؟ آیا اقدام او با مجازاتش متناسب است یا نه؟ و نهایتا،آیا بهتر نیست برای همه به ویژه زنان و جوانان فرصت های جدیدی را در اختیار نهاد تا بتوانند خود را و جایگاه خود را هم در نظام هستی وهم در نظامات سیاسی و اجتماعی بازیابند؟
آیا بهتر نیست نظامی که به نام جمهوری اسلامی مزین است، قلب های دردمند مادران و تب و تاب جوانان را دریابد و با محبت با آنان رفتار کند؟
آیا بهتر نیست که از طریق فرهنگ و آموزش، روح و روان و اندیشه ها به بالندگی دعوت شود تا اینکه به اعدام اعدام و امحاء آنان اندیشیده شود؟
باید برای زینب و زینب ها یی که در انتظار مجازات مرگ هستند اندیشید.
امروز بیش از دو سوم کشورهای جهان با این مجازات وداع کرده و مجازات دیگری جایگزین کرده اند. این نوشته را مجال آن نیست اما می دانم که در این خصوص اندیشیده اند و بحث های فقهی و دینی آن را کارشناسان نوشته اند.
اکنون در مقام ورود به لزوم تجدید نظر در مجازات مرگ نیستم اما می دانم تجربه نشان داده است بسیاری از اعدام شدگان به ارشاد احتیاج داشته اند اما اعدام دریافت کرده اند.
امید است که فقط این مجازات برای زینب جلالیان شایعه باشد وگرنه بیایید یک بار برای همیشه شمشیر را نه از رو ببندید و نه از زیر و به جای آن با لبخند پر محبت به روی ملت بنگرید.
۱۳۸۹/۳/۴
لرزش دست و شرایط نامناسب جسمانی داوود سلیمانی در زندان
دکتر داوود سلیمانی استاد دانشگاه و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت که نزدیک به یکسال از بازداشتش می گذرد در شرایط نامناسب جسمانی قرار دارد.
به گزارش خبرنگار کلمه، وی اخیرا به زندان رجایی شهر کرج منتقل شده است و خانواده اش نسبت به شرایط بد این زندان و بیماری وی نگران هستند.
این نماینده سابق مجلس در دوران بازجویی ها و بازداشتش دچار بیماری شده است و که این بیماری رو به حاد شدن است.خانواده وی اعلام کرده اند دکتر سلیمانی لرزش دست شدیدی گرفته است و شرایط جسمانی خوبی ندارد.
دکتر سلیمانی از معدود بازداشتی های بعد از انتخابات است که بلافاصله بعد از انتخابات بازداشت شد و حتی برای یک روز هم به مرخصی نیامده است
۱۳۸۹/۳/۱
کروبی: ملت ایران، تحقیر شده است
در نامه به آیت الله موسوی اردبیلی اعلام شد
جرس: مهدی کروبی در نامه ای به آیت الله العظمی موسوی اردبیلی با انتقاد شدید از شرایط حاکم بر قوه قضائیه ، مجلس و دولت گفت: متاسفانه برخی نمایندگان مجلس به عنوان وکیل الدوله و نماینده نهادهای امنیتی و نظامی و "پیاده نظام چکمه پوشان" ایفای نقش می کنند... قوه قضائیه به عنوان ابزار حاکمیت و نهاد های امنیتی و نظامی تبدیل شده است و هیچ زمانی به اندازه اکنون نیروهای نظامی و امنیتی در دستگاه قضا حضور نداشته اند و از طرف دیگردستگاه قضا به نهادی برای ایجاد ارعاب و بازداشت تبدیل شده است... رئیس دولت ایران با رفتارهای عجیب وغریب و منحصر به فرد و عطشی که برای سفر خارجی دارد موجب تحقیر ملت ایران در دنیا شده است.
به گزارش سحام نیوز، متن کامل این نامه بدین شرح است:
بسمه تعالی
حضرت آيتالله العظمي حاج سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي
با سلام و احترام
در روزگار سختي به سر ميبريم و ميدانم كه حضرتعالي بهتر از من نسبت به شرايط آگاه هستيد و بارها شنيدهام كه با بيان مطالبي متفاوت نگرانيهاي خودتان را مطرح كردهايد. اين روزها حتي بسياري بهعنوان مأمن و پناهگاه به منزل شما مراجعه كردهاند و از برخوردهايي كه با عزيزانشان ميشود با شما سخن گفتهاند و البته ميدانم كه حضرتعالي نيز بسيار از اين شرايط ناراحت شده و اقداماتي را براي پيگيري قضايا داشتهايد. مطلع شدهام در اين راستا ديدارهايي داشتهايد و به گفتوگو براي حل قضايا پرداختهايد. با اطلاع از اين شرايط تصميم بر آن گرفتم تا از جايگاه يكي از دلسوزان اين نظام و كشور با نگارش نامهاي نگرانيهايم را با شما در ميان گذارم.
آنچه كه موجب شد حضرتعالي مخاطب نامه اينجانب قرار گيريد، تلاشهايتان براي شكلگيري نظام در كنار بنيانگذار آن و نقش مهمتان در استقرار نظام بهعنوان يكي از اعضاي شوراي انقلاب، اولين دادستان كل كشور، رياست قوه قضائيه و ديوان عالي كشور پس از شهيد بهشتي و حضور در جايگاه امامت جمعه تهران براي سالهاي متمادي و مهمتر از همه وداع با قدرت براي رونق بخشيدن به حوزههاي علميه بوده است كه همگي بهخصوص قرار گرفتن در جايگاه مرجعيت ايجاب ميكند كه از يك طرف به عنوان وظيفه شرعي و از طرف ديگر احساس مسووليت نسبت به نظامي كه هم در استقرار و هم تثبيت آن نقش موثري داشتهايد، براي عبور از فضاي فعلي و نجات كشور از طريق انتقال واقعيتهاي جامعه به بزرگان نظام رسالت خويش را بهمنظور برونرفت از فضاي فعلي ايفا نماييد، همچنانكه تاكنون نيز عليرغم همه محدوديتها در اين عرصه تلاش نمودهايد.
جناب آقاي موسوي اردبيلي؛ طبيعي است كه هر كشوري همواره با فراز و نشيبهايي روبهرو است ولي شرايط حساسي كه اكنون كشور ما در آن قرار گرفته است موجب شده است كه يكي از استثناييترين وضعيتها را در طول تاريخ با آن مواجه باشيم كه بعنوان نمونه به مواردي از آن در عرصههاي مختلف اشاره مينمايم.
1- قانون اساسي بعنوان ميثاق شهروندان و اداره كنندگان جامعه كه بايد سرلوحه و منشور محكمي براي اداره جامعه تلقي شود و روابط نهادهاي حاكميت با يكديگر و همچنين حاكميت با شهروندان را تنظيم نمايد. بر همين اساس رئيسجمهور و نمايندگان در بدو تصدي خود سوگند ياد مينمايند كه پاسدار و حافظ آن بوده و براي اجراي آن تلاش نمايند که امروزه به بوته فراموشي سپرده شده و صحبت از قانون اساسي بهويژه فصل مربوط به حقوق ملت در نظر حكومتگران به ذنب لايغفري تبديل شده است. چه بسيار از نخبگان ملت به دليل بحث از اين اصول، آزادي آنها سلب و به زندان افتادهاند و يا حقوق آنها به نحوي محدود شده است كه از خدمت به كشور در عرصههاي مختلف به بهانه عدم صلاحيت محروم گرديدهاند. متاسفانه ادارهكنندگان كشور به جاي توجه به قانون اساسي و برنامهريزي براساس نظرات كارشناسي و تخصصي با تصميمات خلقالساعه و استفاده از رمالي و جادوگري و به مسخره گرفتن مقدسات ديني كه جز از آسيب ديدن بنيانهاي ديني و معنوي جامعه ارمغاني نداشته، بزرگترين هزينه را بر كشور، شهروندان و دين روا داشتهاند.
2- مهمترين رهاورد انقلاب اسلامي ما خط بطلان كشيدن بر استبداد 2500 ساله شاهنشاهي و حاكميت مردم بر سرنوشت اجتماعي خودشان بوده است كه در اصليترين شعار انقلاب «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» متبلور بود. متاسفانه برخلاف آنچه كه مشي عملي بنيانگذار نظام بود، يعني حكومت بر قلوب مردم، با سلب بديهيترين آزاديهاي مشروع شهروندان و ايجاد جو امنيتي و پليسي در جامعه، آرامش از جامعه سلب شده است به نحوي كه شهروندان بهخصوص قشر آگاه، نخبگان و دانشگاهي و بدون اغراق همه اقشار جامعه در بدترين وضعيت روحي و رواني و بدون اميد به آينده خود و فرزندانشان گذران زندگي مينمايند.
متاسفانه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي كه به تعبير حضرت امام (ره) ميبايست در راس امور بوده و از انحراف كشور از مسيري كه قانون اساسي ترسيم نموده جلوگيري نمايند، باتوجه به سازوكارهايي كه در جهت فرمايشي شدن انتخابات توسط شوراي نگهبان اعمال شده است، به جز گروه اندكي از نمايندگان اصلاحطلب و اصولگراي منصف كه با درك واقعي از شرايط جامعه دلسوزانه نظرات خود را ابراز مينمايند، بهعنوان وكيل الدوله و نماينده نهادهاي امنيتي و نظامي و پيادهنظام چكمهپوشان در ايجاد اين فضا، خود نقش موثري را ايفا مينمايند. قوهقضائيه كه بايد بهعنوان قوهاي مستقل براساس تصريح قانون اساسي پشتيبان حقوق و آزاديهاي مشروع شهروندان باشد و به صورت بيطرفانه براساس اصل بيطرفي دادرس به فصل خصومت پرداخته و در پروندههايي كه يك طرف آن حاكميت است با حضور هيات منصفه و به صورت علني به اتهامات سياسي و مطبوعات رسيدگي نمايد، كه فلسفه آن اين است كه هيات منصفه كه نمايندگي افكار عمومي را برعهده دارد درخصوص مجرميت يا عدم مجرميت و استحقاق تخفيف مجازات يا عدم استحقاق اظهارنظر نمايند، به عنوان ابزار حاكميت و نهادهاي نظامي و امنيتي تبديل شده است. تا جايي كه با كمال تاسف رئيس قوهقضائيه به عنوان قاضي القضات، وظيفه خود را دفاع تمام قد از دولت ميداند و به آن افتخار مينمايد، غافل از آنكه قانون اساسي تمامي شهروندان حتي شخص رهبر را در مقابل قانون مساوي اعلام كرده است. حال اگر رسالت قوهقضائيه دفاع تمام قد از دولت است، پس شهروندان اين كشور كه مورد ظلم و اجحاف حكومت واقع ميشوند دعواي خود را بايد به كجا ببرند.
جاي تاسف است كه در شرايط فعلي هيچ مرجع قضايي كه پناهگاه مردم باشد وجود ندارد، گويي كه دستگاه قضا تنها شكل نماديني است كه عنواني از آن باقي مانده و قرار نيست كه مسوولانه و بدون دخالت گرايش سياسي به بررسي مسائل پس از انتخابات بپردازد. حضرتعالي كه از آغاز انقلاب تا پايان دوران حضورتان در سمتهاي حكومتي در دستگاه قضايي حضور داشتيد به خوبي ميدانيد كه هيچ زماني به اندازه اكنون نيروهاي نظامي و امنيتي در دستگاه قضا حضور نداشتهاند به طوري كه اختيارات اين قوه را محدود يا سلب كنند. هانطور كه آگاه هستيد در حوادث پس از انتخابات تعداد بسياري از نيروهاي انقلابي و شهروندان تنها به خاطر اعتراض به نتيجه انتخابات بازداشت شده و يا كشته و مجروح شدند و توسط نيروهاي بسيج و لباس شخصيها بسياري از اموال مردم تخريب شد و البته اين روند هنوز ادامه دارد و هر روز بسياري از نيروها احضار و بازداشت ميشوند.
به گفته برخي از كساني كه آزاد ميشوند بازجوها ميگويند كه تعيين حكم در اختيار آنها و نهادهاي ديگر است و قاضي و دستگاه قضايي در اين باره تصميم گيرنده نيست و اكنون به جاي آنكه دستگاه قضايي تامينكننده امنيت مردم باشد به نهادي براي ايجاد ارعاب و بازداشت تبديل شده است. شما شاهد وضعيت مطبوعات، دانشگاهها، روحانيون و گروههاي سياسي و صنوف مختلف هستيد كه در خفقان و فشار قرار دارند. برخوردهايي با تعدادي از دراويش صوفي، شيعه اثني عشري كه جزو شهروندان ايران هستند و از حق زندگي در كشور برخوردارند، ميشود و به آنها اجازه داده نميشود كه حتي مراسمهاي مذهبيشان را برگزار كنند و با تهمت و افترا بسياري از آنها را بازداشت كرده و احكام سنگيني برايشان صادر ميكنند. آخر اين چه دستگاه قضايي است كه به جاي دفاع از مردم اعم از همه گروهها و اقليتهاي ديني، مذهبي و قومي به موازات ديگر نهادها، با آنها برخورد امنيتي و پليسي ميكند؟
3- شما جزو نزديكترين ياران حضرت امام هستيد و از نزديك با آرا و انديشههاي ايشان آشناييد. همانطور كه ميدانيد حضرت امام سرمايهاي هستند كه با انگشت تدبير و با جايگاه علمي و معنويشان توانستند اين انقلاب را به پيروزي برسانند، ايشان 15 سال براي به ثمر رسيدن اين انقلاب تلاش و مبارزه كرده و در حالي كه از وطن دور بودند اين نهضت را رهبري كردند. 10 سال در درون اين نظام حضور داشتند و اكنون 21 سال از رحلت ايشان ميگذرد. اما متاسفانه در طول اين سالها به جاي آنكه از مواضع و انديشههاي ايشان به صورت جامع سخن گفته شود تا نسل جديد با انديشههاي وي آشنا گردند، متاسفانه از سوي جرياني خاص به صورت گزينشي و بدون توجه به شان نزول سخنان مواضع، آرا و انديشههاي امام خميني براساس سليقه و مصلحت خودشان مطرح ميشود. مصيبتبارترين مسالهاي كه اخيرا مطرح شده است و براي اولين بار چنين روندي را شاهد بوديم، اينكه در روزهاي اخير دادستان محترم تهران براي توجيه اقدام تشكيلات قضايي در رابطه با اعدام 5 نفر از شهروندان ايراني و در پاسخ به مواضع كانديداهاي معترض انتخابات و بهويژه در رد سخنان نخستوزير زمان امام به سال 67 اشاره كرده و اعلام ميكند كه چرا آقاي موسوي در آن زمان به اعدامهايي كه با حكم حضرت امام صورت گرفت اعتراض نكردند. ايشان همان حرفي را ميزند كه دشمن ميگويد. تاكنون كسي در اين باره اين گونه حرف نزده است، چرا كه تاكنون هيچگاه ريز آن قضايا بررسي نشده و چرايي آن مشخص نيست و هنوز ماجرا در ابهام قرار دارد و معلوم نيست كه تا چه اندازه امام در اين ماجرا دخالت داشتهاند و به نظر ميرسد كه ايشان براي توجيه عملكرد فعلي دستگاه قضايي در اين شرايط چنين مسائلي را بيان ميكند. اگرچه هدف اصلي وي از اين صحبتها تهديد متعرضين به روش حكومتداري آقايان است اما غافل از آنكه كسي كه وارد اين صحنهها شده اين تهديدها برايش ارزشي ندارد و هراسي در ادامه مسير و هدف به خود راه نميدهد.
جاي شگفتي است كه هيچگاه از سوي اين آقايان درباره بعد رحماني، بخشش، قانونگرايي و دقت در حفظ حقوق شهروندي كه امام نسبت به آن تاكيد داشتند سخني گفته نميشود؟ چرا كسي درباره فرمان 8 مادهاي حضرت امام كه در آن شرايط تدوين شد حرفي نميزند؟ حضرتعالي به خوبي در جريان برخوردي كه حضرت امام با نگارنده نامه اهانتآميز و تند نسبت به ايشان كه از سوي يك پيرمرد روحاني نوشته شده بود، آگاهيد. شما در آن زمان رئيس ديوان عالي كشور بوديد. حتما يادتان هست كه در همان زمان وقتي امام در جريان متن نامه قرار ميگيرد به شما توصيه ميكنند كه مبادا با نويسنده نامه برخوردي شود و تاكيد ميكنند كه حرمت نويسنده نگاه داشته شود. چرا هيچگاه از اين موضوع حرفي زده نميشود كه وقتي حضرت امام شنيدند كه براي يكي از مسوولان شنود گذاشتهاند به شدت ناراحت شدند و گفتند كه بايد فردي كه اين كار را انجام داده است را شلاق بزنند؛ چرا از اين نميگويند كه امام ميفرمود اگر كسي به صورت يك زنداني سيلي بزند بايد مجازات شود؛ چرا از تاكيدي كه امام براي رعايت حقوق شهروندان داشتند و تذكراتي كه در اين باره به مسوولان ميدادند حرفي زده نميشود. چرا از اينكه حضرت امام دستوري مبني بر عزل يك قاضي به علت تخلفي كه كرده بود دادند و حتي گفتند كه او مجازات شود چيزي گفته نميشود چرا از سعه صدر و تحمل نقد و انتقاد ايشان براي اداره حكومت سخني نميگويند.
چرا نميگويند فردي كه توسط ديگري شكنجه شده بود و مضروب بود وقتي كه فرد شكنجه شده ضارب را دستگير ميكند و ضارب در اختيار اوست امام ميفرمايند كه تو گرچه توسط اين شخص شكنجه شدهاي ولي حق هيچگونه برخوردي با او نداري و او را بايد به دستگاه قضايي بسپاري تا دستگاه قضا براي او حكم صادر كند.
بنابراين خوب است كه اگر مواضع امام گفته ميشود مواضع واقعي ايشان با ذكر زمان و شان نزول گفته شود تا شناخت واقعي نسبت به وي در اذهان جامعه نقش ببندد.
4- يكي ديگر از مواردي كه اين روزها موجب تاثر جامعه شده است تخريب چهرههاي انقلابي و سرمايههاي نظام است. كاملا مشهود است جرياني كه انديشه امام را برنميتابد چنين با خشونت به ياران نزديك حضرت امام ميتازد و حتي بيت امام و چهرههاي بزرگ و انقلابي يورش ميبرند و تخريب ميكنند. آيا پس از گذشت سي و يك سال از پيروزي انقلاب اسلامي، جمهوري اسلامي بايد اينگونه از زحمات و تلاشها و ايثارگريها كساني كه خدمت كردهاند قدرداني كنند.
5- در بخش مهم ديگر اداره امور متاسفانه وضع اقتصادي كشور به اندازهاي نابسامان است كه قابل گفتن نيست. وضع بانكها، ركود مالي، بيكاري، نابساماني مديريت اقتصادي، بيانضباطي مالي، گشادهدستي بيحد و حدود از جيب ملت، توقف پروژههاي عمراني در بخشهاي مختلف بهويژه بخش نفت، تورم و گراني بيش از هر زمان ديگر براي همه مردم مشهود است و اين موضوعي است كه حتي متاسفانه دولتي كه از بيآلايشي و سادگي سخن ميگويد و آن را در بوق و كرنا ميكند، هنوز نتوانسته سادهترين گرههاي اقتصادي مردم را باز كند و هر روز تنها با طرح مسائلي چون وقوع زلزله، افزايش جمعيت و كوچ از تهران و تعطيلاتي نسنجيده و عجولانه كه بارها اخبار ضد و نقضي درباره آن منعكس ميشود به سرگرم كردن خود و مايه نگراني براي مردم ميشود. به نظر ميرسد كه عدم توفيق دولت در ساماندهي وضع اقتصادي مردم باعث ميشود كه آنها به روال هميشه شان در طول سالهاي گذشته انگشت اتهام به سوي مسوولان گذشته دراز كنند تا همه تقصيرات را بر گردن آنها بياندازند و در همين شرايط وقتي گزارشهاي ديوان محاسبات منتشر ميشود تاكيد دارد كه دولت فعلي تنها بيش از 2 هزار تخلف مالي در بودجه سال 85 دارد و برخي از ارقام مفقود است و در همين حال رئيس بازرسي كل كشور گزارشهايي نگرانكننده و مهمي از مفاسد در درون دولت ميدهد.
6- نكته ديگري كه براي مردم شنيدني تلخ است رفتارهاي غيرديپلماتيك رئيس دولت فعلي است؛ عرصه ديپلماتيك در دنيا آداب و رسوم خاصي خود را دارد و رئيسجمهور هر كشوري كانون غرور يك ملت است ولي رئيس دولت فعلي ايران با رفتارهاي عجيب و غريب و منحصر به فرد موجب تحقير ملت ايران در دنيا شده است. وي كه عطش سفر خارجي دارد با سخنان خود و مكاتباتي كه هيچگاه به او پاسخ داده نميشوند (تاسفبارتر آنكه برخي ملبسين به لباس روحانيت چنين نامههاي سخيفي را با نامههاي پيامبر در صدر اسلام تشبيه مينمايند) موجبات وهن كشور را در عرصه جهاني فراهم كرده است و براي جبران اين ناكاميها با كشف كشورهايي كه جغرافيدانان هم براي پيدا كردن آن بايد با ذرهبين، آنها را در نقشه جهان پيدا كنند با حاتمبخشيهايي از جيب ملت تلاش مينمايد كه چنين در افكار عمومي القا نمايند كه از متحداني در دنيا برخوردارند. انعقاد قراردادهايي كه براي ساليان متمادي كشور را متعهد به دولتهاي ديگري می نمايد و سرمايهگذاريهاي ايران در كشورهایی كه منافع چندانی برای کشور ندارد، غيرقابل توجيه و غیر منطقي است. براساس ضربالمثل قدیمی چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است.
در پايان از خداوند براي حضرتعالي عافيت و سلامت آرزو نموده و اميدوارم كه اقدامات حضرتعالي به هر نحو كه مصلحت ميدانيد، سربلندي ملت بزرگ ايران آسايش، آرامش و امنيت كشور را به معناي واقعي در پي داشته باشد.
مهدی کروبی
30/02/89
بازداشت یکی دیگر از فعالان کانون صنفی معلمان ایران
جرس: اسماعیل عبدی، فعال کانون صنفی معلمان ایران روز چهارشنبه در تهران بازداشت شد.
اسماعیل عبدی از فعالان کانون صنفی معلمان ایران روز چهارشنبه مورخ ۲۹ اردیبهشت ماه در تهران بازداشت شد.
به گزارش آژانس خبری موکریان، در پی بازداشت این فعال صنفی، منزل وی نیز توسط مأموران مورد بازرسی قرار گرفته و کامپیوتر وی را نیز همراه خود برده اند.
تا این لحظه از محل نگهداری و وضعیت اسماعیل عبدی و همچنین اتهامات احتمالی وی خبری در دست نیست.
وضعیت جسمی نامناسب کاوه قاسمی کرمانشاهی
کاوه قاسمی کرمانشاهی در اعتراض به وضعیت نامشخص اش در زندان دست به اعتصاب غذا زده است و در وضعیت جسمی نامناسبی به سر می برد.
کرمانشاهی قریب چهار ماه را در سلولهای انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات کرمانشاه گذرانده و در حالی که بازجویی هایش به اتمام رسیده است در وضعیت بلاتکلیفی همچنان در زندان انفرادی نگه داشته می شود.
تاکنون چندین مرتبه از جانب بازپرس پرونده و نیز مسئولان امنیتی به وی و خانواده اش وعده تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه داده شده است اما تاکنون این امر میسر نشده است. در طول مدت بازداشت، وی اجازه تماس با خانواده اش را نداشته و تنها دو بار ملاقات حضوری داشته است. وضعیت پرونده و موارد اتهامی کاوه هنوز در ابهام قرار دارد و به وکلای وی اجازه ورود به پرونده داده نشده است.
کاوه کرمانشاهی در اعتراض به این شرایط یک هفته را در اعتصاب غذا به سر برده است و هنگامی که اجازه تماس تلفنی وی با خانواده داده شده است، وی اقدام به شکستن اعتصاب غذایش کرده است. وضعیت جسمانی کاوه بر اثر اعتصاب غذا در شرایط نامناسبی قرار دارد و وی نسبت به شرایط سخت بازداشتش به شدت ابراز نگرانی کرده است.
اجلال قوامی آزاد شد
همچنین اجلال قوامی، سخنگوی سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، آزاد شد.
به گزارش کردانه، دبیرخانه ی این سازمان با انتشار اطلاعیه ای خاطرنشان کرده است:
اجلال قوامی سخنگوی سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان که درروز پنچ شنبه 23 اردی بهشت ماه در سنندج توسط اداره ی حفاظت اطلاعات نیروهای انتظامی دستگیر شده بود، بعدازظهر روز چهارشنبه 29 اردی بهشت از سوی اداره ی اطلاعات استان کردستان آزاد شد.
بازداشت یک فعال دانشجویی آذربایجانی در تبریز
آیدین خواجه ای، فعال دانشجویی آذربایجانی و دانشجوی حقوق دانشگاه تبریز روز چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت ۸۹ توسط ماموران امنیتی بازداشت شد.
خانواده خواجه ای می گویند این فعال دانشجویی آذربایجانی شب چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت ۸۹ چند ساعت پس از خروج از منزل پدری در کوی میرداماد تبریز، با خانواده تماس گرفته و خبر از بازداشت خود توسط مامورین اداره اطلاعات داده است.
خواجه ای پیش از این نیز در تابستان ۸۷ در رابطه با مدیریت وبلاگ جنبش دانشجویی آذربایجان (آذوح) بازداشت و به یکسال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی محکوم شده بود. این فعال دانشجویی آذربایجانی ۱۹ آبان ۸۸ پس از تحمل مدت حبس تعزیری از زندان آزاد شده بود.

