دوستان

۱۳۸۹/۴/۸

کروبی در دیدار با خانواده شهیدان : وحدت با ارعاب و تهمت ایجاد نمی شود


 مهدی کروبی در دیدار با جمعی از خانواده های شهدا گفت : وحدت با اعمال خشونت ها و فشارها، بگیر و ببندها، بازداشتهای طولانی مدت، توهین ها و بی حرمتی ها به بیوت آیات اعظام، تهدید و ارعاب، رد صلاحیت ها، بستن روزنامه ها، جلوگیری از فعالیت احزاب و چنین شیوه های مزحکی، هرگز بدست نخواهد آمد. با تملق و چاپلوسی به وحدت واقعی دست پیدا نخواهیم کرد.

وی  دلجویی از خانواده های آسیب دید گان، آزادی زندانیان، شناسایی و برخورد قانونی و قاطع با عوامل خشونت علیه مردم، رفع توقیف از مطبوعات و فعالیت قانونی احزاب، آزادی بیان ، تحمل و سعه  صدر در قبال مخالفان و منتقدان و بازگشت به قانون اساسی و آرمانهای والای امام و انقلاب  را  گامهای اساسی در راه ایجاد وحدت در جامعه دانست.


به گزارش سحام نیوز،  این روزها مهدی کروبی میزبان جمعی از خانواده های شهدا در گروه ها و دسته های مختلفی بود. جمعی از خانواده های شهدای جنگ تحمیلی، خانواده های شهدای هفتم تیر و فرزندان شاهد در واپسین روزهای خرداد ماه و نیز در روزهای نخستین تیرماه با حضور در منزل حجت السلام ولمسلمین کروبی با ایشان دیدار و گفتگو کردند.
رئیس سابق بنیاد شهید، ضمن استقبال از خانواده های معظم شهداء و خوش آمدگویی به آنان، یاد و خاطره ی شهدای عزیز را گرامی داشته و انقلاب و نظام را مرهون خون های پاکی دانست که اگر نبودند نظام و انقلاب و کشوری هم وجود نداشت.


مهدی کروبی با تسلیت حادثه هفتم تی افزود: در اوایل پیروزی انقلاب و در حالیکه کشور نوپا بوده و از هیچگونه ساختار سیاسی و سازماندهی نظامی برخوردار نبود، بدخواهان و کج اندیشان همچون گروهک فرقان که از همان ابتدا منافع خود را در این اهداف و آرمانهای والای انقلاب و رهبری فقید آن، امام خمینی (ره) نمی دیدند، در همان ماه های اول پیروزی انقلاب، دست بکار شده و با ترور شخصیتها و نخبگان برجسته، سعی در فلج نمودن کشور نمودند و متاسفانه شاهد شهادت بزرگانی همچون سرلشگر قرنی در همان ماه های ابتدای انقلاب بودیم. به موازات آن نیز دشمنان انقلاب که نسبت به منافع و نفوذ قدرت خویش در منطقه احساس خطر می کردند، وارد عمل شده تا از طریق دیکتاتور منطقه (صدام) کار را یکسره کرده و با حمله به ایران اسلامی آنرا از هم پاشیده و مانع استقرار نظام سیاسی جمهوری اسلامی گردند. در همین ایام گروهای دیگری همچون التقاطیون و گروهک منافقین از سویی به دیدارها و رایزنی ها می پرداختند و از سوی دیگر به اعضای تشکیلاتی خود دستور آماده باش و به همراه داشتن سلاح داده بودند. و زمانی که متوجه شدند اندیشه ی آنان سنخیتی با نظام جمهوری اسلامی و تفکر امام ندارد و در چنین وضعیتی منافع آنان تامین نخواهد شد، ماشه ی ننگین ترور را چکاندند. منافقین با خود اندیشیده بودند؛ حال که منافع آنان تامین نمی گردد و نظام سیاسی جمهوری اسلامی از ثبات لازم برخوردار نیست و هنوز نهادهای کشور مستقر نشده و نهادینه نگردیده اند لذا از همین اول باید درگیر شده چرا که نیاز به انقلابی دیگر است و باید از این انقلاب موقتی عبور کرد.
وی افزود: جنگ منافقین، جنگ عملکردی نبود چرا که اصولا نظام سیاسی جمهوری اسلامی در اوایل کار بود و عملکردی نداشت، جنگ آنان جنگ اندیشه و تفکر بود. منافقین بدنبال حذف بخش های کلیدی نظام و برچیدن بالها و بازوهای امام وارد عمل شدند. بطور کلی میتوان گفت آنان دو بخش کلیدی و اساسی تئوریک و فقهی نظام را نشانه رفتند. با ترور آیت الله بهشتی و آیت الله مطهری، قلب بخش تئوریک نظام را نشانه رفته و با ترور و به شهادت رساندن آیت الله دستغیب، آیت الله مدنی، آیت الله اشرفی اصفهانی، آیت الله صدوقی و آیت الله قاضی طباطبایی بدنبال حذف بخش فقهی نظام بودند.


کروبی در ادامه پرسید: سوال مهم اینجاست: که چرا آنان بدنبال به شهاد ت رساندن بزرگان نظام بودند؟!


وی افزود: ترور و شهادت بهشتی ها، مطهری ها، رجایی ها، ائمه  جمعه که نقش محوری داشتند همچون مدنی ها، نماینده های موثر و شخصیتهای انقلابی پرسابقه و رنج دیده همچون شهید محمد منتظری و ترور ناکام شخصیتهای انقلابی و موثر همچون آیت الله هاشمی و رئیس جمهوری و … همگی نشان از اهداف شوم و حساب شده ی آنان در جهت فلج نمودن کشور و ایجاد خلع تئوریک و فکری و فقهی نظام و البته چیدن پر و بال امام بود.
رئیس سابق بنیاد شهید خاطر نشان کرد که اوضاع بسیار سخت و طاقت فرسا بود. در حالیکه کشور دچار بحران های متعددی از جمله بدلیل نهادینه نشدن ارگان ها و نهادهای کشور، اوضاع نابسامان داخلی را تجربه می کردیم و از سویی دیگر تحمیل جنگ وسیع و سخت با دشمنان خارجی به سرکردگی صدام را داشتیم، منافقین تحلیل نموده بودند که در این شرایط می توان نظام و رهبری آنرا زمین گیر کرد.
وی گفت: واقعیت تلخ اینست که آنان در حذف یاران انقلاب و ایجاد خلع ناشی از نبود و حذف آنان، موثر بودند همانطوری که تاکنون شاهدیم این خلع و ضایعه عظیم پر نشده است. آیا خلع نبود مطهری ها و بهشتی ها پر شده است؟ آیا خلع نبود ائمه  موثر و محوری، دستغیب ها و مدنی ها پر شده است؟
کروبی ادامه داد:لیکن منافقین در دستیابی به اصل هدفشان که همان فلج نمودن نظام و زمین گیر کردن رهبری بود، ناکام مانده و خود زمین گیر شدند. منافقین در دستیابی به تحلیل و آرمانشان که همان عبور از این انقلاب و راه اندازی و ایجاد انقلابی دیگر! بود، ناکام ماندند. و دلیل این امر چیزی نبود جز عظمت، قاطعیت و رهبری مدبرانه امام و انسجام و یکپارچگی مردم.
وی تصریح کرد: هر چقدر منافقین به ترور ادامه می دادند، انسجام و یکپارچگی مردم به تدبیر و رهبری فقید انقلاب، بیشتر و بیشتر می شد. و نه تنها این ترورها و شهادت ها و حذف چهره ها و شخصیتها تاثیری نداشت بلکه به رهبری امام و انسجام و یکپارچگی ملت ایران در مقابل ترورها و شناخت ماهیت دشمن، در عرصه های نبرد و در حالیکه هنوز در حالت تدافعی بودیم با هجوم مردم به جبهه ها که ناشی از همان اتحاد و انسجام بود، پیروزیهای بزرگ در جبهه های حق علیه باطل همچون عملیات های غرورآفرین بیت المقدس، فتح المبین، شکست حصر آبادان، آزادی بستان، آزادی خرمشهر و … آغاز شد.
دبیرکل حزب اعتماد ملی در بخش دیگری از سخنانش گفت: متاسفانه حوادث روزهای گذشته و برخورد با نماینده ها و چهره ها و شخصیتهای سیاسی و برجسته در کشور مشخص می کند که جمعیت حاکم بر سکان اجرایی کشور بدنبال حذف و بیرون کردن چهره ها و شخصیتها و انقلابیون و حتی افراد مستقل و نه لزوما جناحی، از صحنه انقلاب و کشور هستند والبته این موضوع را بنده بارها و بارها و از قبل هشدار داده بوده و دلسوزانه آنرا مطرح نموده بودم.


مهدی کروبی با اشاره به اهمیت و ضرورت وجود وحدت در جامعه، گفت : از الزامات و ضروریات بهره مندی و برخورداری از یک جامعه  پویا، وجود وحدت در آن جامعه است. اما وحدت در حرف و شعار بوجود نمی آید. وحدت با اعمال خشونت ها و فشارها، بگیر و ببندها، بازداشتهای طولانی مدت، توهین ها و بی حرمتی ها به بیوت آیات اعظام، تهدید و ارعاب، رد صلاحیت ها، بستن روزنامه ها، جلوگیری از فعالیت احزاب و چنین شیوه های مضحکی، هرگز بدست نخواهد آمد. وحدت با خس و خاشاک خواندن ملت بزرگ ایران بدست نمی آید. سردادن شعار وحدت در قبال دشمنان در حالی که دولت هنوز به تداوم چنین شیوه هایی در دولتمداری معتقد است ره به جایی نخواهد برد و البته برای چاپلوسان فرصت مغتنمی فراهم می آورد تا جولانی دهند و خودشیرینی کنند و نانی به کف آرند. هر چند که نتیجه چنین عملکردی و تداوم چنین شیوه هایی کاملا معلوم است و ما اکنون شاهد نتایج آن هستیم.
دبیرکل حزب اعتماد ملی در پایان افزود: با تملق و چاپلوسی به وحدت واقعی دست پیدا نخواهیم کرد. در وحدت واقعی همگان در برابر قانون یکسانند. زیاده طلبی و خودمحوری در وحدت واقعی جایگاهی ندارد. وحدت واقعی، سعه  صدر می طلبد. دلجویی از خانواده های آسیب دیده گان، آزادی زندانیان، شناسایی و برخورد قانونی و قاطع با عوامل خشونت علیه مردم، رفع توقیف از مطبوعات و فعالیت قانونی احزاب، آزادی بیان، تحمل و سعه ی صدر در قبال مخالفین و منتقدین مگر آنانکه دست به اسلحه ببرند و بازگشت به قانون اساسی و آرمانهای والای امام و انقلاب می تواند گامهای اساسی در راه ایجاد وحدت باشد.

پیام زهرا رهنورد در رابطه با شایعه حکم اعدام زینب جلالیان


 جرس: زهرا رهنورد در رابطه با خبر حکم اعدام زینب جلالیان در پیامی اظهار امیدواری کرد که فقط این مجازات برای زینب جلالیان شایعه باشد وگرنه بیایید یک بار برای همیشه شمشیر را نه از رو ببندید و نه از زیر و به جای آن با لبخند پر محبت به روی ملت بنگرید.

متن کامل پیام زهرا رهنورد که در اختیار جرس قرار گرفت به این شرح است:
این روزها شایعه اعدام زینب جلالیان بر سر زبان هاست. چرا؟ آیا زینب جلالیان عضو گروههای به اصطلاح محارب بوده است؟ آیا زینب جلالیان تاکنون اسلحه در دست داشته است؟
آیا فقط دو سال پیش کاغذ و قلم و پوستر تبلیغاتی را به عنوان یک مبلغ گروهی با خود حمل می کرد؟
آیا خدا را خوش می آید و شایسته است یک زن را که مظهر رافت و لطافت درهستی و در هر ملتی است، نابود و از از صحنه روزگار حذف کرد؟ به خصوص که
زینب یک دختر جوان است.
یک دختر جوان، چقدر از اطلاعات ، آگاهی، تاریخ شناسی، قوم شناسی و نظایرآن بهره مند است؟
آیا واقعا او بی گناه است یا با گناه؟ آیا اقدام او با مجازاتش متناسب است یا نه؟ و نهایتا،آیا بهتر نیست برای همه به ویژه زنان و جوانان فرصت های جدیدی را در اختیار نهاد تا بتوانند خود را و جایگاه خود را هم در نظام هستی وهم در نظامات سیاسی و اجتماعی بازیابند؟
آیا بهتر نیست نظامی که به نام جمهوری اسلامی مزین است، قلب های دردمند مادران و تب و تاب جوانان را دریابد و با محبت با آنان رفتار کند؟
آیا بهتر نیست که از طریق فرهنگ و آموزش، روح و روان و اندیشه ها به بالندگی دعوت شود تا اینکه به اعدام اعدام و امحاء آنان اندیشیده شود؟
باید برای زینب و زینب ها یی که در انتظار مجازات مرگ هستند اندیشید.
امروز بیش از دو سوم کشورهای جهان با این مجازات وداع کرده و مجازات دیگری جایگزین کرده اند. این نوشته را مجال آن نیست اما می دانم که در این خصوص اندیشیده اند و بحث های فقهی و دینی آن را کارشناسان نوشته اند.
اکنون در مقام ورود به لزوم تجدید نظر در مجازات مرگ نیستم اما می دانم تجربه نشان داده است بسیاری از اعدام شدگان به ارشاد احتیاج داشته اند اما اعدام دریافت کرده اند.
امید است که فقط این مجازات برای زینب جلالیان شایعه باشد وگرنه بیایید یک بار برای همیشه شمشیر را نه از رو ببندید و نه از زیر و به جای آن با لبخند پر محبت به روی ملت بنگرید.

هفتم تیر، سال روز بازداشت ترانه موسوی

سرگذشت زنده یاد ترانه موسوی( یک فیلم کوتاه اثر :لوکا سريو برتولينی)