دوستان

۱۳۹۰/۲/۷

طرح استیضاح احمدی نزاد در مجلس کلید خورد


نمایندگان سوال کننده از لاریجانی خواستند تا با توجه به پاره ای اشکالات در عملکرد رییس قوه مجریه ،عدم تبعیت از قوانین و برخی اظهارات  که دال بر تعمد دولت در نادیده گرفتن قانون و مطالبه اختیاراتی فراقانونی می باشد، وهمچنین  نقض مکرر سوگند موضوع اصل 121 قانون اساسی در خصوص اهتمام به ترویج دین و اخلاق و پرهیز از خودکامگی و حمایت از آزادی و حرمت اشخاص و به استناد اصول متعدد قانون اساسی و از آنجا که ادامه این رویه به دیکتاتوری منجر می شود ،نسبت به اعمال  ماده 233 آیین نامه داخلی مجلس را اقدام نماید.
ماده 233 آیین نامه داخلی مجلس می گوید: " هرگاه حداقل ده نفر از نمایندگان مجلس و یا هر کدام از کمیسیون ها ، عدم رعایت شئونات و نقض یا استنکاف از اجرای قانون یا اجرای ناقص قانون توسط رییس جمهور و یا وزیر و یا مسئولین دستگاههای زیرمجموعه آنان را اعلام نمایند، موضوع بلافاصله از طریق هیات رییسه جهت رسیدگی به کمیسیون ذی ربط ارجاع می گردد. کمیسیون حداکثر ظرف ده روزموضوع را رسیدگی و در صورت وارد بودن با اظهار نظر صریح ، گزارش خود را از طریق هیات رییسه به مجلس ارایه می دهد.
بر اساس تبصره ذیل این ماده چنانچه نظر مجلس بر تایید گزارش باشد، موضوع جهت رسیدگی به قوه قضاییه و سایر مراجع ذی صلاح ارسال می گردد تا خارج از نوبت و بدون تشریفات دادرسی رسیدگی شود. بر اساس تبصره دیگری از این ماده در صورتی که مجلس در مورد رییس جمهور یا هریک از وزرا سه نوبت رای بر وارد بودن گزارش بدهد، طرح استیضاح بارعایت مفاد اصل هشتاد و نهم قانون اساسی(چگونگی برگزاری جلسات استیضاح و رای عدم اعتماد نمایندگان) در دستور کار مجلس قرار خواهد گرفت.
بی اعتنایی به قانون برنامه چهارم توسعه، پا فشاری بر نظرات شخصی در حد سیاستهای کلی نظام،ایجاد تعهدات مازاد بر اعتبارات مصوب،بلا اقدام ماندن مصوبات مجلس ودولت،عدم ارایه گزارش عملکرد سالانه برنامه ، تخلفات عدیده در اجرای قانون بودجه،عدم پایبندی به قانون سیاستهای اصل چهل و چهارو استنکاف از ابلاغ برخی مصوبات مجلس از جمله موارد دهگانه نمایندگان از تخلفات رییس دولت است.

۱۳۹۰/۱/۳۰

آیت الله جوادی آملی: با دین سیاسیت بازی نکنیم

 آیت‌الله عبدالله جوادی آملی دیروز در دیدار جمعی از دانش پژوهان جامعه المصطفی العالمیه، خطاب به حاضران گفت: شما در عین حال که سیاسی هستید، سیاسی کاری نکنید، وگرنه اولین آسیب به دین و قرآن وارد می‌شود. اگر ما اینها را با هم مخلوط نمی‌کردیم، قرآن را آتش نمی‌زدند و مسجد را تخریب نمی‌کردند.
این مرجع تقلید با اشاره به عمل ناپسند تخریب مساجد در بحرین، خاطرنشان کرد: ما باید طوری رفتار کنیم که کارهای سیاسی به کارهای دینی و مسجد آسیب نرساند. ما چگونه با جهان رابطه داشته باشیم که مسجد ما آسیب نبیند؛ البته اگر این مساجد توسط بیگانه‌ای که به کسی رحم نمی‌کند تخریب شود، مستثنی است، اما ما بهانه به دست کسی ندهیم و با دین سیاست بازی نکنیم.
آیت‌الله جوادی آملی افزود: دین – همان راهی را که شهید مدرس و امام خمینی(ره) رفتند- عین سیاست ماست، ولی بازی کردن با دین چنین خطرهایی هم دارد.
وی از طلاب جامعه المصطفی العالمیه به عنوان سفیران هدایت و تبلیغ یاد کرد و افزود: این عزیزان نیازهای جامعه خود را به حوزه، منتقل و پاسخ خود را از حوزه علمیه دریافت می‌کنند و به کشورهای خودشان می‌رسانند.
آیت الله جوادی آملی در ادامه افزود: آن دینی که به ما گفت که باید عالم شوید، به ما گفت چه چیزی و برای چه هدفی بخوانیم. اینچنین نیست که بفرماید “اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّین” یا بفرماید “طَـلَبُ الْعِلْمِ فَریضة” و نگوید چه چیزی بخوانیم.
آیت‌الله جوادی‌آملی تاکید کرد: نه با یکی از این سه رشته می‌توان حوزه‌ها را اداره کرد و نه می‌توان نیازهای حوزه‌هایی که چشم انتظارشان به حوزه‌های دیگر دوخته شده است را تامین کرد.
آیت‌الله جوادی‌‌آملی با بیان اینکه باید حریت را بدانیم و بفهمیم و به جهان عرضه کنیم، گفت: این حریت که از قداست برخوردار است با ولنگاری فرق می‌کند.
وی در همین زمینه اظهار داشت: باید معنای حریت جهانی و حریت در دنیا را درک کنیم تا دیپلماسی ما بین‌المللی باشد.
این مفسر قرآن کریم، حوزه را دارای نظام مستقل دانست و تصریح کرد: چون حوزه‌ها مستقل هستند و در عین حال معاون نظام نیز می‌باشند، لذا روابط بین‌الملل حوزه هم باید مستقل و معاون دیپلماسی نظام باشد.
آیت‌الله جوادی‌آملی خاطرنشان کرد: حوزه، معاون و دستیار نظام است و نیازهای نظام را رفع می‌کند.
وی در تشریح بیشتر این موضوع، افزود: نظام به فضلای قضایی، ائمه جمعه و جماعات، نمایندگان ولی فقیه و… نیاز دارد و حوزه، این افراد را تربیت می‌کند.
این مرجع تقلید افزود: حوزه در تمام جهت در حال ارائه خدمات به نظام است و در روابط بین‌المللی هم باید در عین حال که با بخش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی ارتباط دارد، این پیوند را حوزوی تنظیم می‌کند نه سیاسی؛ یعنی این چنین نیست که اگر رابطه ما با یک کشوری بهم خورد، رابطه علمی ما هم به هم بخورد.
آیت‌الله جوادی‌آملی توصیه کرد: بگذارید حوزه استقلالش را حفظ کند، در عین حال همه نیازهای نظام را تامین می‌کند؛ چون نظام، جان ماست و باید حفظش کنیم، اما او به ما وابسته است نه ما به او. اگر ادراک کردیم که نظام به ما وابسته است باید تمام نیازهای نظام را برآورده کنیم و الان هم این نیازها را برآورده می‌کنیم. 

۱۳۹۰/۱/۱۳

۹ تن از فعالان سیاسی شهر بابل به ۱۱۰ ماه حبس محکوم شدند


حاج علی تاری - دکتر احمد میری - دکتر علی اکبر سروش - علیرضا شهیری - مصطفی ابراهیم تبار - محمد معصومیان - محمدرضا ملکی - آریا آرام نژاد - علیرضا فلاحتی


۱۳۹۰/۱/۱۲

با صبوری و دعا هیچ سختی باقی نمی ماند

جرس: موسوی و رهنورد تنها چند روز است که به تلویزیون ایران دسترسی دارند. اصلا ناراحتی و ضعف در آنها دیده نشد. نکته مهم اینکه خیلی مقاوم تر از قبل به نظر می رسیدند و از لحاظ جسمی هم خوب بودند.
 اینها بخشی از گفته های دختران میرحسین موسوی است. دخترانی که سالها حضور رسانه ای نداشتند. اینک در گفت و گویی با کلمه به شرح جزئیاتی از اتفاق‌های دیشب و امروز در شب وداع با پدربزرگشان و نیز آیین خاکسپاری او پرداخته‌اند. آنها در این مصاحبه، چگونگی حضور پدر و مادرشان در منزل پدربزرگ مرحوم و روحیه و سخنان کوتاه آنها را روایت کرده‌اند و همچنین به شرح ماجرای تشییع و تدفین مظلومانه‌ی مرحوم میر اسماعیل موسوی  بدون حضور فرزند ارشدش میرحسین پرداخته‌اند.
سه دختر رهنورد و موسوی که در دو سال اخیر، قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری، از حضور رسانه‌ای ابا داشتند، پس از بازداشت خانگی آنها ناگزیر شدند به رسالت زینبی خود عمل کنند و بار اطلاع‌رسانی درباره‌ی وضعیت پدر و مادرشان را به دوش بکشند. آنها اکنون در مصاحبه‌ای مشترک با کلمه که در تنظیم آن از گفته‌های هرسه‌ی ایشان استفاده شده، ابعاد جدیدی از حضور کوتاه پدر و مادرشان در منزل مرحوم میر اسماعیل و گفته‌هایشان در همین حضور کوتاه را بازگو کرده‌اند.
 
آنها در این گفت‌وگو همچنین شرح داده‌اند که مراسم تشییع و تدفین پدربزرگشان چگونه به نمایشی دوباره از مظلومیت میرحسین و خانواده موسوی تبدیل شد و چگونه ماموران در خانه، خیابان و بهشت زهرا به آزار این خانواده و مردم همراه با ایشان پرداختند.
در این مصاحبه  گفته شده که موسوی و رهنورد تنها چند روز است که به تلویزیون ایران دسترسی دارند. همچنین دختران موسوی از آرامشی گفته‌اند که در چهره و کلام این میر محصور جنبش سبز دیده‌اند. و نیز از پیام  او  یعنی صبر و  استواری و محکمی.  آنها همچنین از شجاعت شکوری راد در مقابله با ماموران امنیتی سخن به میان آورده‌اند و نیز به ترس مامورانی اشاره کرده‌اند که در حال فیلم گرفتن از حاضران در خانه پدربزرگ مرحومشان نیز، از روی ترس و برای شناخته نشدن، صورت خود را پوشانده بودند.
روایت خواندنی دختران موسوی و رهنورد از شب وداع با مرحوم میر اسماعیل موسوی و نیز اتفاقات پیش آمده در آیین تشییع و تدفین او را بخوانید:

مصیبت وارده را تسلیت می گوییم. از دیروز که حاج آقا مرحوم شدند بگویید.
بعد از رسیدن خبر فوت پدربزرگ به منزلشان رفتیم دیشب پیش از اینکه پدرم را بیاورند عده ای از طرف ارگانهای امنیتی برای مذاکره آمدند. نکات متعددی مد نظرشان بود و تمایل داشتند که برنامه به صورت آرام و بدون حاشیه باشد البته طبیعی است یک خانواده داغدار نیز به دنبال هیاهو نیستند. اما مساله در این بود که به نظر می رسید حتی تجمع خانواده عزادار برای انجام مراسم هم از نظر آنها هیاهو و سیاسی! بود. پیشنهادشان این بود که مراسم ختم را در مسجد ارگ برگزار کنید، مسجد خانه خداست اما همانطور که می دانید فعلا لباس شخصی ها در آن محل حضور پررنگ تری دارند. اما خانواده گفتند یا مراسم نمی گیریم یا اینکه همان طور که در شان پدر هست و در جایی که مورد نظر خود ماست برایش مراسم می گیریم. به میر محمود عموی ما گفتند که فردای روز تشییع، یعنی جمعه مراسم ختم( سوم و هفت) برگزار شود. آنها می خواستند همه مراسم ها در تعطیلات برگزار شود تا مراسم در شرایط خلوت پیش از سیزده تهران برگزار شود و جمعیتی گرد نیاید. که مورد قبول نبود و بنابر رسم و سنت ایرانیان سوم سه روز پس از دفن برگذار می شود و نه فردای دفن . خانواده همه چیز را به آمدن پدر ما موکول کردند و بر آمدن و وداع او با پدربزرگ مصر بودند هم چنین خواستار آزادی اقای شریف زادگان نیز بودند که مدت طولانی بلاتکلیف مانده بودند.
چه شد که آقای مهندس را آورند؟
به نظر می رسید که پس از این جلسه ماموران از راضی کردن خانواده ناکام شدند و سرانجام شروط خانواده را پذیرفتند. در همین اثنا چندین مامور دیگر نزدیک خانه دیده شدند. پس از آن، پدر و مادرمان در حلقه ماموران و نیروهای امنیتی وارد خانه شدند. خانه ای کوچک مملو شد از نیروهای امنیتی و دوربین هایی که از صورت تک تک میهمانان فیلم می گرفت. درست همان اتاقی که پدر میرحسین در آن بستری بود و فوت کرده بود. حتی پارچه سفید روی جنازه میر اسماعیل موسوی را کنار زدند و دوربین های فیلمبرداری و عکاسی شان از آن هم تصویر گرفتند.
خواهران با دیدن برادرشان و مادرمان به سمت آنها شتافتند، پدرمان آنها را به صبر دعوت کرد و تنها کلامی که به زبان آورد، این بود: صبر، صبر، صبر. ما باید صبر کنیم و مقاوم باشیم. خدا هست… ما ابراز دلنگرانی می کردیم و جواب صبر کردن می شنیدیم و توصیه به اینکه برایشان دعا کنیم. اینکه هیچ سختی باقی نمی ماند و…
پدرمان آمد، کنار پیکر بی جان پدرش نشست. سر پدر را برای آخرین بار در آغوش کشید و او را نوازش کرد، بوسید و فاتحه ای قرائت کرد. اصلا گریه نکرد. مانند کوهی مقاوم به اطرافیان درس استقامت داد. مدت کوتاهی در اتاق بود و و با خانواده گفت و گو داشت، سپس مادرمان با سه مامور مرد و یک مامور زن پایین ماند که در حلقه ما و سایر خانمهای فامیل به شرح وضعیت و دیدار و گفتگوی خانوادگی پرداخت. سپس پدر در میان جمع مردان و بقیه نیروهای امنیتی به طبقه بالا رفت و خاطراتی را از صبر و مقاومت و ایمان پدر بازگو کرد. اما هنوز هم مانور های فیلمبرداری وجود داشت. چندین مرحله از صورت بی جان پیرمرد فیلم و عکس گرفتند. آن هم کسانی که نقاب داشتند و عینک دودی زده بودند و دهانشان را بسته بودند.
رفتار این افراد با خانواده چگونه بود؟
اول که به درون خانه آمدند، رفتارشان بسیار تند خشن و زننده بود. حتی با رفتار تندی موبایل یکی از ما خواهران را با خشونت کشیدند و تا آخر جلسه هم آن را پس ندادند و مدام می گفتند این خانم در حال عکس گرفتن از ما بوده است!!! اما پس از مدتی وقتی با رفتار بزرگورارانه خانواده مواجه شدند، به جز فیلمبرداری آزار دهنده ای که داشتند، رفتارشان کمی محترمانه تر شد.
وضعیت روحی و جسمی مهندس چگونه بود؟
روحیه ایشان بسیار قوی بود، سلامت هم بودند و حالشان خوب به نظر می رسید. البته ماموران امنیتی زیادی در کنار ایشان بودند، که اجازه نزدیک شدن ما به آنها را نمی دادند.
از وضعیت خانم رهنورد بگویید، ایشان چگونه بودند؟
به همراه ایشان هم چندین مامور بود. یک خانم تمام مدت به ایشان چسبیده بود. البته افراد زیادی هم در داخل اتاق بودند که ما نمی شناختیم. ایشان هم مثل همیشه بودند. اصلا این طوری نبود که کنترل خودشان را از دست بدهند. مادرم کلا در شرایط بحرانی همیشه توانایی اداره امور و عواطف خود را شدیدا دارد و این دفعه هم همینطور بود. خیلی مقاوم بودند. آرام و قوی.
از وضعیت خودشان چیزی نگفتند؟
گفتند که ده روزی هست که وضعیتشان کمی بهتر شده و دسترسی به کتاب و لوازم نقاشی را دارند. دو سه روزی هم هست که تلویزیون ایران را در اختیارشان گذاشته اند. اصلا ناراحتی و ضعف در آنها دیده نشد. نکته مهم اینکه خیلی مقاوم تر از قبل به نظر می رسیدند و از لحاظ جسمی هم خوب بودند.
چند ساعت حضور داشتند؟
به ما گفتند یک ساعت حضور خواهند داشت، اما نیم ساعت هم نشد که آنها را با خودشان بردند. پدرمان بارها و بارها تکرار کردند که دختران من باید قوی و مستحکم باشند و ضعفی از خود نشان ندهند.
فضای تشییع جنازه به چه صورت بود؟ از امروز بگویید؟
امروز از مرکز شهر به بازار گارد پوش بود. افرادی که اسلحه حمل می کردند. خیابان محل مانور لاک پشت پوشان (کسانی که لباس به مانند لاک پشت نینجا می پوشند!) شده بود. نیروهای امنیتی به شدت حضور داشتند.
در ابتدا در همان اتاقی که “آقا بابا” فوت کرده بود آقایان فاتحه خواندند. نوبت به خانم ها که رسید، خوب ابراز احساسات بیشتر بود. قول داده بودند که برای مراسم پدر و مادر را بیاورند، اما خبری از آنها نشد. ما مراسم خودمان را داشتیم و عزاداری می کردیم که موقع حمل جنازه رسید. یک دفعه فردی درشت اندام از نیروهای امنیتی پرید و زیر جسد را گرفت و آشنایان و اعضای خانواده به سرعت از خارج شدن جسد از خانه توسط این فرد و دوستانش جلوگیری کردند و خودشان پدربزرگ را بر دوش گرفتند و با ذکر “لا اله الا الله” به مشایعت و مراسم آن پرداختند، تا اینکه جنازه به سر خیابان درخونگاه رسید. آنجا آمبولانس را آورده بودند و جمعیت خیلی زیادی منتظر بودند. همه “الله اکبر” می گفتند و شعار دیگری نمی دادند. اما ناگهان با بی حرمتی به جنازه، خشونت و ضرب و شتم افراد حاضر به خصوص خانواده جنازه را از دست آشنایان بیرون کشیدند. این در حالی است که پیشتر قول داده بودند اصلا هیچ گرفتاری، نه برای مردم دوستان و عزاداران، پیش نیاید. سپس جنازه را با امبولانس به بهشت زهرا انتقال دادند.
حضور مردم در مراسم چگونه بود؟
علی رغم جو امنیتی و نظامی شدید، به نظر ما که خیلی مردم زیاد آمده بودند. اینها فکر می کردند به دلیل تعطیلات نوروزی مردم اطلاعاتی ندارند و زیاد مراسم شلوغ نمی شود.
کسی را هم بازداشت کردند؟
در ابتدای درگیری چندین مامور مرد، دختری را کشان کشان می بردند و وقتی خانواده دخالت کردند، تعدادی از آنها هم بازداشت شدند. جواد سلیمی، داماد مهندس را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند و بازداشت کردند. پدر شهید علی موسوی و محسن موسوی و برادرش سید اسماعیل موسوی و نیز پسر محسن یعنی وحید موسوی را هم مضروب کردند و سپس بازداشت کردند. از این میان همه اعضای خانواده جز محسن و اسماعیل و سید مهدی پسر عموی پدرم که شدیدا هم مضروبند، آزاد شده اند. البته در بهشت زهرا هم تعداد زیادی را دستگیر کردند، از جمله اقای شکوری راد و دختر آیت الله موسوی اردبیلی.
در بهشت زهرا هم فضا امنیتی بود یا فقط دم در خانه این طور برخورد کردند؟
در بهشت زهرا، پشت در غسالخانه، یک جای کوچکی هست که برای بعضی کسانی که وفات می کنند و مثلا مثل اموات و شهدای خانواده ما از نظر حکومت مشکل امنیتی! دارند، جدا از سایر خانواده های دیگری که برای اموات خود برنامه دارند، نماز میت خوانده می شود. برای شهید سید علی هم ما همانجا نماز خواندیم. اما تعداد بسیار زیادی از نیروی مختلف امنیتی و نظامی، آنجا را میله کشیده بودند و اجازه نماز خواندن خانواده بر روی جنازه پدربزرگمان را نمی دادند. می گفتند تنها میر محمود و میر عبدالله پسران مرحوم می توانند بر روی جسد نماز بگذارند. (پدر ما هم که اصلا اجازه حضور در کل مراسم از ابتدا تا انتها را نداشت.) اما خوشبختانه دو عمویمان تن به سازش ندادند و گفتند یا همه خانواده نماز بر میت می خوانند یا هیچ کس نماز نمی خواند و در این موقع بقیه افراد خانواده هم در پشت میله ها فریاد “الله اکبر” سر دادند، که موجب شد تا به شرط قطع شعارها و سکوت مطلق، اجازه نماز همه خانواده داده شود، و در این زمان بود که چند نفر دیگر از جمله آقای شکوری راد را نیز بازداشت کردند. صحنه عجیبی بود، ایشان فریاد می زد: “لا اله الا الله” و تعداد زیادی ماموران نظامی امنیتی، این مرد بزرگ و دلاور را با خود می بردند. همین طور که با خود می بردند تا ماشین او همچنان با صدای بلند فریاد می زد: “لا اله الا الله” و فریادش قطع نمی شد. این فریاد های لا اله الا الله اقای شکوری راد در تاریخ می ماند. در ذهن ما و همه ناظران هم تا ابد ثبت شد.
یعنی اجازه نماز خواندن مردم و خانواده بر روی میت را به شما نمی دادند؟
نه، در ابتدا میله کشی کرده بودند و اجازه ندادند. اما وقتی مقاومت خانواده را دیدند، با ایجاد یک جو پلیسی امنیتی اجازه دادند که تنها با حضور خانواده بر پیکر میت نماز گذارده شود. به صورت تک تک اعضای خانواده دوربین فیلمبرداری زوم شده بود. تعداد دوربینها اینجا از همه مراحل مراسممان هم بیشتر بود. بعد جسد را برداشتند و خودشان به سمت محل تدفین بردند و اجازه کار دیگری ندادند. آنها مصر بودند که هیچکدام از ما به جسد نزدیک نشویم و همین طور هم فیلمبرداری ها و عکاسی ها بلا انقطاع ادامه داشت. سر مزار هم دو خانم و دو آقای دیگر را گرفتند و بردند. پس از آن یک نوحه کوتاه ترکی و زیارت عاشورا و یک دعای فرج خوانده شد. بعد هم سریع همه را متفرق کردند و اجازه ندادند کسی بماند. پدربزرگمان درست کنار مزار علی به خاک سپرده شد و تنها در فرصت بسیار بسیار کوتاهی که پیش آمد، اعضای خانواده توانستند مزار آن شهید را هم زیارت کنند.
مراسم ترحیم چه زمانی برگزار می شود؟
آنها می خواستند که فردا جمعه مراسم ختم برگزار شود، اما فعلا برادران میرحسین به عنوان بزرگان خانواده تصمیم گرفته اند که طبق آیین و رسم ایرانی، مراسم شب سوم، عصر یکشنبه در مسجد نور برگزار شود. البته ممکن است تغییراتی در انجام مراسم صورت گیرد که به اطلاع عموم می رسد.
نکته ای اگر باقی مانده بفرمایید؟
میر اسماعیل موسوی، مردی صبور و مومن و راضی به رضای خدا بود. در تمام این دو سال، رنج پسر را می دانست و فقط دعا می کرد. هر روز سراغ میرحسین را می گرفت و همه می گفتند او به مسافرت رفته است. با این همه، او به همراه همسرش هر روز برای پسرش دعای توسل می خواند. پیرمرد ۱۰۳ ساله ای که شهره اخلاق بود، از دنیا رفت و آنچه ما از او به یاد داریم، آرامش و امنیت در کنار اوست که حتی آقای خامنه ای هم از آن بی نصیب نبوده است. ایشان به شدت به کسب حلال حساسیت داشت. تقید دینی زیاد ایشان، البته در کنار صبری عجیب و مثال زدنی در شدائد زندگی، سخت کوشی، راستگویی و صلابتشان معروف بود. به مسائل اعضای خانواده حساس بود، اما مهمتر از همه آنها پدر و مادری بودند که خانه ای را ساختند و فرزندانی را پروراندند که در ایمان، ادب، اخلاق درست و پاکدستی نمونه اند.
نکته دیگر اینکه خب ۴۵ روز از دوری ما از پدر و مادر می گذشت. دیدار ما با آنها در حالی که اسیر بودند، در این شرایط کنار جسد نحیف پدربزرگ مظلوم، طبیعتا می بایست تنها فضایی عاطفی می داشت. اما ما خوشحالیم و باز هم خوشحالیم که نه در نگاه و نه در حرف آنها و نه در همه سکنات، بقیه خانواده ذره ای نا امیدی ضعف وجود نداشت. صحنه ای که می شد تبدیل به یک صحنه درام خانوادگی شود، صحنه ای پر از حماسه بود. خدا را شاکریم که اگر محنت و رنجی را مقدر می کند، تعهد و باور و هدفی را هم در دلهای پدر و مادر و خانواده قرار داده است که به امید آن استوار و محکم بایستند، و همچنان که بارها دیشب پدر از ما خواست که محکم و استوار باشیم، خدا ما را هم به پیگیری این منش موفق کند. دیدار ما در کنار پیکر بی جان آقابابا، که ستون معنوی خانواده بود، با همه تلخی و دردی که در آن می توانست باشد، به صحنه ای از تبادل امید و پایداری تبدیل شد و این واقعا لطف خدا و دعا و همراهی مردم است، که همیشه مدیون و سپاسگزار همه محبتهایشان بودیم، هستیم و خواهیم ماند.

پیام تسلیت آیت الله اردبیلی به مناسبت درگذشت پدر میرحسین موسوی


در ادامه پیام های تسلیت مراجع به مناسبت درگذشت پدر میرحسین موسوی، آیت‌الله‌العظمی عبدالکریم موسوی اردبیلی نیز در پیامی به میرحسین موسوی، درگذشت پدر وی را تسلیت گفت.
این پیام که تصویر آن در سایت کلمه درج شده، بدین شرح می باشد:
بسمه تعالی
جناب آقای مهندس میرحسین موسوی (سلمه الله تعالی)
از فوت پدر بزرگوارتان مرحوم جناب آقای حاج میراسماعیل موسوی(ره) بسیار متاثر شدم. خداوند متعال ایشان را غریق رحمت فرماید و در جنت نعیم جای دهد.
سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
۱۳۹۰/۱/۱۱


دختر و داماد آیت الله موسوی اردبیلی با حضور در خانه پدر میرحسین موسوی از طرف آیت الله موسوی اردبیلی به خانواده ایشان تسلیت گفتند.
گفتنی است به مناسبت درگذشت پدر میرحسین موسوی، آیات عظام سید علی‌محمد دستغیب، بیات زنجانی و یوسف صانعی، سه مرجع تقلید حامی جنبش نیز، با صدور پیام های جداگانه ای، ضمن اظهار تسلیت پیرامون ضایعه وارده به میرحسین موسوی و خانواده آن مرحوم، نسبت به ادامه حصر راهبران جنبش، مراتب اعتراض خود را نیز بیان کردند.


تشییع مرحوم میر اسماعیل موسوی و فیلمبرداری ماموران امنیتی

منبع: کلمه